تبليغاتX
ایران سرزمین مادری

ایران سرزمین مادری

سرزمین مادری

چو ايران نباشد تن من مباد.

به نام خداوند جان و خرد
 
به كوروش به ارش به جمشيد قسم
 
به نقش و نگار تخت جمشيد قسم
 
كه ايران همي قلب و خون من است
 
گرفته ز جان از وجود من است
 
بخوانيم اين جمله در گوش باد
 
چو ايران نباشد تن من مباد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت   توسط امیر  | 

۲الاغی

معادله  ۲ الاغی
***************

معادله ۱



انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفریح

وبنابرین

انسان – تفریح = الاغ + کار

بعبارت دیگر

انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می کند

معادله ۲

مرد = خواب + خوراک + درآمد

الاغ = خواب + خوراک

پس

مرد = الاغ + درآمد

و بنابرین

مرد – درآمد = الاغ

بعبارت دیگر

مردی که درآمد ندارد = الاغ

معادله ۳

زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

پس

زن = الاغ + خرج پول

وبنابرین

زن – خرج پول = الاغ

بعبارت دیگر

زنی که پول خرج نمی کند = الاغ


نتیجه گیری:

از معادلات ۲و۳ داریم:

مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمیکند

پس:

فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند..

و

فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.

بنابرین داریم ...

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول

و ازفرضهای۱و۲ نتیجه منطقی میگیریم که:

مرد + زن = ۲الاغی که با هم بخوشی زندگی میکنند

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت   توسط امیر  | 

Whitney Houston - I Will Always Love You lyrics

 

Whitney Houston - I Will Always Love You lyrics
 

 

If I should stay   

اگر بمانم
I would only be in your way
 

فقط راهت را سد خواهم کرد
So I'll go, but I know

پس خواهم رفت ولی می دانم
I'll think of you ev'ry step of the way
به فکر تو خواهم بود

در هر قدم از راه
And I will always love you

و من همیشه دوستت خواهم داشت
I will always love you

همیشه دوستت خواهم داشت
You, my darling you. Hmm
تو را عشق من ، تو را ...
Bittersweet memories

خاطرات تلخ و شیرین
that is all I'm taking with me

تمام آن چیزی است که با خود دارم
So, goodbye. Please, don't cry

پس خداحافظ ، خواهش می کنم گریه نکن
We both know I'm not what you, you need

هر دو می دانیم من چیزی نیستم که تو ... تو نیاز داری
And I will always love you.

و من همیشه تو را دوست خواهم داشت
I will always love you

همیشه دوستت خواهم داشت
I hope life treats you kind

امیدوارم زندگی با تو مهربان باشد
And I hope you have all you've dreamed of

و امیدوارم به دست بیاوری
And I wish to you, joy and happiness.

هر چه را که در رویای آنی و برای تو خوشی آرزو می کنم و خوشبختی .
But above all this, I wish you love.
و برای تو خوشی آرزو می کنم و بالاتر از همه  برایت عشق آرزو می کنم  


And I will always love you.

و من همیشه دوستت خواهم داشت


I will always love you.
I will always love you.
I will always love you.
I will always love you.
I, I will always love you.

You, darling, I love you.

تو را عشق من ، تو را دوست دارم

 
Ooh, I'll always, I'll always love you.

همیشه ، همیشه دوستت خواهم داشت

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت   توسط امیر  | 

قربانیان بی‌نام و نشان

قربانیان بی‌نام و نشان

 
اعتراض کردن، به زندان افتادن و شکنجه شدن، هیچکدام ساده نیست. ولی همه این‌ها برای آن‌ها که بی هیچ نام و نشانی در رویدادهای پس از انتخابات به خیابان‌ها آمدند، کتک خوردند و در گوشه و کنار بازداشت شدند، بسیار پرهزینه‌تر است.

نزدیک به ده ماه پس از انتخابات و برای اولین بار نامه‌ای از «گمنامان» بازداشت شده در جریان اعتراض‌های این دوره منتشر شده است. نامه‌ای که نویسندگان آن بخاطر ارسال یک پیامک، تماشای یک تجمع اعتراضی یا همراهی با آن به زندان افتاده‌اند. آن‌ها خود را «معترضانی ساده» نامیده‌اند که «هیچ رسانه‌ای کلامی» از آن‌ها ننوشته است.

شادی صدر، کسی که هم وکیل دادگستری بوده‌، هم زندان را تجربه کرده است، می‌گوید هرچند قدم اول را با این نامه برداشته ‏اند، ولی اگر این قدم همین‏جا متوقف شود، اتفاق زیادی نخواهد افتاد. باید از درون زندان خبررسانی کرد، باید ارتباط گرفت و خانواده‌های این زندانیان باید برایشان وکیل بگیرند.

دویچه‏ وله: خانم صدر، زندانی بی‏نام و نشان بودن، آن هم به دلایل سیاسی و در جمهوری اسلامی، به چه معنا است؟

شادی صدر: فکر می‏کنی که کاملا بی‏پناه هستی. هیچ‏کس به فکرت نیست و هیچ خبری در مورد وضعیت‏ات منتشر نمی‏شود. بدتر از آن، مقامات امنیتی و قضایی، به هر شکلی که بخواهند، خلاف هرگونه مقررات آیین دادرسی کیفری و حقوق شهروندی می‏توانند با تو رفتار کنند، بدون این که نگران باشند بیرون از زندان، جایی در عرصه‏ی داخلی و بین‏المللی کسانی هستند که به آن‏ها انتقاد می‏کنند.

آیا به لحاظ حقوقی، کسی پی‏گیر وضع این زندانیان هست؟

متاسفانه‏ این زندانیان از تمامی حقوق شهروندی محروم بودند. حتی حق نداشتند وکیل خود را انتخاب کنند یا این که وکلای آن‏ها حق شرکت در جلسات محاکمه را نداشتند.

از نظر قانونی و روی کاغذ، همه‏ی زندانیان حقوق برابری دارند. ولی متاسفانه در عمل، همان‏گونه که می‏بینیم، زندانیان ناشناس بی‏پناه‏ترین و بی‏حقوق‏ترین زندانیان هستند.

گفتید که دست حکومت باز است که هر رفتاری با آن‏ها داشته باشد؛ آیا موارد مشخصی را سراغ دارید؟

وقتی نامه‏ی این زندانیان را خواندم، خیلی به یاد روزی افتادم که خودم بازداشت شدم. در آن روز همراه خانم‏های بازداشت شده، تعداد زیادی از مردان جوان نیز در تظاهرات بازداشت شده بودند. هیچ‏کدام از آن‏ها آدم‏های سرشناسی نبودند. بلکه افراد ناشناس و عادی کوچه‏ و بازار بودند که در تجمع شرکت کرده بودند.

من به چشم خودم دیدم که ماموران امنیتی به شدت همه‏ی آن‏ها را کتک می‏زدند و با بدترین واژه‏ها به آن‏ها توهین می‏کردند. همه‏ی مسائلی که در مورد زندانیان دیگر وجود داشت، مانند چشم‏بند، دست‏بند و… برای آن‏ها هم بود، اما برخورد ماموران زندان و مقامات امنیتی با این زندانیان بسیار وحشیانه و خشن بود.

این اتفاق نه در کهریزک که در بازداشت‏گاه وزارت اطلاعات در مرکز شهر تهران رخ می‏داد. بنابراین می‏توانم تصور کنم، آن‏چه در کهریزک اتفاق افتاده تا چه حد خلاف حقوق بشر، خشن و نگران‏کننده بوده است.

خانم صدر، شما خودتان تجربه‏ی زندان را داشته‏اید. این که زندانی بداند اسم‏اش مطرح می‏شود و کسانی پی‏گیر وضعیت او هستند، از لحاظ روحی، در مقابل خشونتی که در زندان نسبت به افراد اعمال می‏شود، چقدر تاثیر دارد؟

کسانی که شناخته ‏شده‏ تر هستند، همواره احساس می‏کنند که یک چتر حمایتی در خارج از زندان وجود دارد که نمی‏گذارد نام آن‏ها در میان فهرست بلندبالای اسامی بازداشت‏شدگان فراموش شود. کسانی هستند که مدام از وضعیت او گزارش می‏دهند و وکلایی هستند که مدام حقوق‏اش را پی‏گیری می‏کنند.

تجربه‏ی من به این شکل بود و با این که مانند هر زندانی دیگری در شرایط دشواری قرار داشتم، ولی همیشه این امید ته ذهن من بود که آن بیرون دوستان من، شبکه‏ای که به آن تعلق دارم و سازمان‏های مدافع حقوق بشر، دارند کارشان را به خوبی انجام می‏دهند. بنابراین من می‏توانم شرایط را خیلی راحت‏تر و بهتر تحمل کنم.

خانواده‏های این زندانیان چطور؟ آیا آن‏ها به جایی دست‏رسی دارند؟ آیا برخورد مراجع امنیتی و قضایی با خانواده‏ها این احساس را به آن‏ها نیز می‏دهد که بی‏پناه هستند و کسی پشت‏شان را نمی‏گیرد؟

به طور کلی، برخورد دادسرای انقلاب و مقاماتی که مسئول امور زندانیان سیاسی هستند، با خانواده‏ها بسیار بد است. ولی بازهم این‏جا نوعی سلسله‏مراتب وجود دارد و خانواده‏های زندانیان سیاسی ناشناس قطعا با تجارب دشوارتری روبرو هستند.

قطعاً این خانواده‏ها بیشتر با توهین و پاسخ‏های سربالا مواجه می‏شوند. چون مقامات امنیتی و قضایی نگران نیستند خانواده‏ای که دارند تا این حد با آنان توهین‏آمیز رفتار می‏کنند، یک ساعت دیگر بروند با رسانه‏های مختلف مصاحبه کنند و در این باره اطلاع‏رسانی کنند.

به نظر من، آن‏چه وضعیت چنین زندانیانی را دشوارتر می‏کند این است که مقامات امنیتی و قضایی به خوبی می‏دانند که آن‏ها هیچ‏گونه پشتوانه‏ی بیرونی‏ای ندارند.

آن‏چه در نامه پنهان نمی‏ماند، انتقادی ضمنی به مخالفان و رسانه‏هایی است که این زندانیان را فراموش کرده‏اند. با این مساله چگونه می‏توان برخورد کرد؟

این امر تقصیر رسانه‏ها نمی‏تواند باشد. وقتی رسانه‏ها از کسی خبری ندارند، یعنی ندارند. اما امروز که این زندانیان در بندهای عمومی هستند و شرایط‏شان طوری است که می‏توانند نامه‏ای ‏بنویسند و در بیرون از زندان منتشر ‏شود، قطعاً راه‏های ارتباطی دیگری دارند و الان نسبت به روزهای اول راحت‏تر می‏توانند تلفن بزنند و یا خبررسانی کنند.

بر این اساس، به نظر من، بهترین راه این است که خانواده‏های این زندانیان و خود آن‏ها نسبت به حقوقی که دارند آگاه شوند و حتی در این مرحله شروع کنند به گرفتن وکیل. از این ارتباطات هرچند محدودشان هم برای خبررسانی راجع به وضعیت خودشان استفاده کنند.

ما هنوز این زندانیان را به نام نمی‏شناسیم و فقط یک شناخت کلی داریم که این افراد مجموعه‏ای از آدم‏های معمولی‏ای هستند که در وقایع بعد از انتخابات دستگیر شده‏اند. اما این زندانیان باید یک یک به نام شناسانده شوند.

هرچند قدم اول را با این نامه برداشته‏اند، ولی اگر این قدم همین‏جا متوقف شود، اتفاق زیادی نخواهد افتاد. قدم‏های بعدی هم باید برداشته شود تا بتوان در مسیر احقاق حق این زندانیان گام‏های عملی‏تری برداشت.

مصاحبه‌گر: نیلوفر خسروی

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت   توسط امیر  | 

وحشت رژيم از حضور گسترده مردم در سيزده بدر

وحشت رژيم از حضور گسترده مردم در سيزده بدر

 
تهران – 6 فروردين – به گزارش رسيده ، براي روز سيزده بدر رژيم تعدادي اتوبوس مجاني در مياديني مانند امام حسين و ميدان اعدام مستقر خواهد كرد تا بطور مجاني مردم را به پاركهاي مورد نظر رژيم كه كنترل بيشتري بر روي مردم داشته باشد، منتقل كند .

سيزده، به دره امسال

از نامه هاي رسيده به سايت - شعري براي سيزده بدر 89

سيزده، به دره امسال

لوطيِ ابر دجال

با پشتك و واروهاش

همش در سفره امسال- سيزده، به دره امسال

مهماني نوروزي

با هفت سين شيرازي

سانديس عنتره امسال- سيزده، به دره امسال

يارانه به ياران

دجال جنايتكار

خرج سفره امسال- سيزده، به دره امسال

دخت كوسه رمال

با بچه و اموالش

پاك در خطره امسال – سيزده، به دره امسال

منظور ابردجال

ازكار مضاعف كن

كار مثل خره امسال- سيزده، به دره امسال

سبز و سبزه و جلبك

تا يكي دو ماه ديگه

زه وارش دره امسال- سيزده، به دره امسال

بوم و بر شهرما

از عبا و عمامه

از رمال و از دجال

از دزد و جنايتكار

از سبز و دغل بازار

شسته همه را يك جا

نحسي، به دره امسال - سيزده، به دره امسال

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت   توسط امیر  | 

حضور خانواده شهيدان بر سر مزار عزيزانشان در بهشت زهرا در آخرين پنجشنبه سال

حضور خانواده شهيدان بر سر مزار عزيزانشان در بهشت زهرا در آخرين پنجشنبه سال

خبرنگار آژانس ايران خبر تهران : تهران بهشت زهرا
از ساعت 0800 خانواده هاي شهدا در بهشت زهرا جمع شده اند و آخرين جمعه سال را درسر مزار عزيزانشان حاضر شده ا ند , اما به ميزان زيادي مامورين دولتي در نقاط مختلف و بويژه قطعاتي كه شهيدان بعدازانتخابات به خاك سپرده شده اند مستقر ميباشند
مادر يكي از شهدا گفت : امروز تقريبا همه خانواده هاي شهدا به بهشت زهرا آمدند و مامورين هم از اول صبح مز احم خانواده ها و مردمي كه سر مزار شهدا مي آيند ميشوند و نميگذارند كسي سر خاك شهدا بماند
با اينحال مردم و بخصوص خانواده ها توجهي به اين اقدامات مامورين نميكنند و با گذاشتن گل و حضور خود ياد عزيزان خود را گرامي ميدارند .
موضوع قابل توجه ديگر افشاگريهاي مادر شهيد ندا آقاسلطا ن بود كه امروز مامورين مستقر در بهشت زهرا با مادر شهيد ندا آقا سلطان در رابطه با افشاگريهايي كه عليه حكومت ميكرد بر خورد كرده و تلاش ميكردند كه او را به آرامش دعوت كنند .
يكي از شاهدين عيني كه خودش نيز از خانواده هاي همين شهيدان بود در اين رابطه گفت كه مامورين خيلي زيادي با وسايل و تجهيزات مختلف بخصوص زنجير مستقر شده و آماده مقابله با خانواده ها و همچنين مردمي بودند كه در آخر سال براي تجديد عهد سر مزار شهيدان قيام آمده بودند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

حسین شریعتمداری نماد استبداد مطلقه فقیه

در سال 77 زمانی که پرده از پرونده فردی به نام سعید امامی یا سعید اسلامی بر داشته شد همه از اینکه چنین فردی در چنین مقامی قرار گرفته بود متعجب بودند .
البته مردان سایه همواره با او در ارتباط بودند و می دانستند که این شخص چه کارهایی را انجام داده است و می دهد ولی ﺁنقدر سیستم جنایت دستگاه ولایت فقیه بسته بود که کمتر کسی از مردم عادی او را می شناختند .
اما در میان مسئولین این گونه نبود ، بودند کسانی که او را می شناختند و به جنایات او واقف بودند . ولی چون خطر آنها را تهدید نمی کرد از افشای او سر باز زده بودند و اجازه داده بودند او به جنایات خود ادامه دهد . می توان نام برخی از آنها را برد که از سابقه جنایتکاری او ﺁگاه بودند. اینها، در حال حاضر، داعیه اصلاح طلبی و مردم دوستی را دارند. مانند سعید حجاریان و مهدی کروبی و محمد خاتمی و بهزاد نبوی و حتی عباس عبدی و محسن آرمین و ...
اینها به خوبی از جنایاتی که این فرد شرور انجام می داد مطلع بودند اما کاری به کار او نداشتند . این سکوت تا زمانی ادامه یافت که آنها متوجه شدند ادامه کار سعید امامی ممکن است به آنها نیز آسیب برساند. این شد که او را افشا کردند . به دنبال افشا شدن، دستگیر شد .
از دستگیری به بعد ، کار نابودی او بر عهده دوستان و نزدیکانش نهاده شد . تا افشا و دستگیری ، کار اصلاح طلبان بود . زیرا خطر او را احساس کرده بودند . خامنه ای بسیار تلاش کرد او را نجات دهد ولی وقتی متوجه شد که دستگیری و افشای کارهای او به زودی دامن خود او و دستیارانش را می گیرد، دستور قتل وی را صادر کرد .
رژیم ولایت فقیه و حکومت در سایه او ، زمانی که متوجه شد ادامه حیات سعید امامی موقعیت و مقام او را به خطر می اندازد، به سازمان جنایتکاری، دستور داد ، به هر صورت ممکن ، او را از سر راه بردارد . مأموران این سازمان کار را به جایی رساندند که همسره بیچاره اش زیر شکنجه هایی بس سبعانه ، به زشتکاریها که بر دهانش گذاشتند، حتی زشت کرداری شرم ﺁور در باره قرآن ، " اعتراف " کرد .
دستگاه خامنه ای ، نیاز داشت او وهمسرش و یارانش را که زمانی ذوب در ولایت بودند، جاسوسان و مأموران اسراییل معرفی کنند . شکنجه گران نیز با دادن شدید ترین شکنجه ، درکار اعتراف سازی شدند تا " اعتراف " ها گفته " رهبر فرزانه " را به اثبات رساندند .
زمانی که سعید امامی دستگیر شد بسیاری از اصلاح طلبان شروع کردند به افشای کارهایی که او ، از سال 58 تا حدود 20 سال بعد از ﺁن، انجام داده بود . این افشاگری ثابت می کرد آنها در جریان کلیه کارهای او بوده اند اما نیازی به افشای او تا آن زمان نمی دیده اند .
در کنار کارهای این شخص، گاهی اوقات ، در باره کار شرکای او نیز مطالبی نوشته می شدند . اما کسی زیاد به آنها توجه نمی کرد و بسا نیازی به افشای بیشتر چهره آنها نمی دیدند.
زمانی که احمد منتظری در مصاحبه ای مطرح کرد که بسیاری از جاسوسان از سال 60 به بعد وارد کارهای اجرایی شدند و مقامات بالا را یافتند و تا به حال نیز به کار خود ادامه می دهند ، متوجه شدیم که آنها نیز در جریان کار این جاسوسان قرار دارند اما باز هم شاید صلاح ندیده اند و هنوز صلاح نمی بینند آنها را به مردمی که ولی نعمت آنها هستند، بشناسانند .
سال 60 سالی بود که همه استبدادیان " روحانی " و غیر روحانی و سلطه گران خارجی تلاش نمودند تا کودتای بر ضد رییس جمهور منتخب مردم را به سر انجام برسانند و کودتا بر ضد انقلاب را که با گروگانگیری شروع کرده بودند، به فرجام رسانند .
آنها در کنار هم قرار گرفتند تا هر حرکت ملی و ایران دوستانه ای را سرکوب کنند . این روزها که ماجرای تسخیر سفارت و گروگانگیری در 13 آبان 1358 ، بار دیگر مطرح شده است متوجه می شویم که در کنار حرکت بچه گانه این دانشجویان که در ابتدا دانشجویان پیرو امام بودند و بعد نام خود را به دانشجویان پیرو خط امام تغییر دادند ، بودند کسانی که سر دیگر قیچی را تشکیل می دادند .
با نگاهی به عملکرد دو گروه دانشجویی که یکی از آنها سفارت امریکا را تصرف کرد و دیگری برای مقابله و انجام بخش دوم دست به انقلاب فرهنگی زد متوجه می شویم که این دو گروه درست از روزهای بعد از انقلاب زمانی که روحانیان قدرت طلب و خمینی متوجه شدند با گذشت چند ماه مردم متوجه ماهیت پلید استبداد در حال تدارک شده اند، دست به دست هم دادند تا بر ضد انقلاب کودتا کنند . دو گرایش امریکائی و انگلیسی که به اتفاق " خط سید ضیاء " را تشکیل می دهند و ظرف یک قرن، در پی سه انقلاب، سه کودتا را انجام دادند، در دو حرکت اساسی ، کودتای خزنده بر ضد انقلاب را، سازمان دادند . کنار گذاشتن پیش نویس قانون اساسی و تهیه قانون اساسی با گنجاندن ولایت فقیه در ﺁن اقدام سوم این دو گروه بود. محک رفتارهای سیاستمداران و گروههای سیاسی را رفتار ﺁنها در برابر این سه اقدام است .
دانشجویان دست پرورده حوزه های علمیه و آموزش دیدگان حسن آیت و حزب زحمتکشان و دست ساخته های حزب توده با همکاری یکدیگر و طراحی دو جریان سفارت امریکا و انقلاب فرهنگی تلاش نمودند تا هر گونه تفکر ملی و باورهای زلال اسلامی را از کشور پاک سازند تا استبداد ولایت مطلقه و ملاسالاران بی دین تحکیم شود .
زمانی که متوجه شویم که هر دو طرف این قضایا را نیروهای ضد ملی و ضد آزادی رهبری می کردند و برخی ازدانشجویان ساده دل و البته برخی وابسته به همان خط و خطوط دست اندرکار این جریانهای خائنانه بودند به عمق نیاز ملاساران و دیگر استبدادیان وابسته به ایجاد استبداد پی می بریم . به هر حال، همزمان با سعید امامی چهره ای دیگر در این کشور پا به عرصه سیاست ورزی از راه ارتکاب جنایتها گذاشت و تا به امروز به نمایندگی از ولایت فقیه دست به هر جنایت و خیانتی زده است ولی به جای باز خواست، جایزه " بهترین نقاد دولت " را نیز گرفته است :
حسین شریعتمداری یکی از چهره هایی است که از بدو انقلاب، مجهول الهویه بود و هنوز نیز هست . او در بسیاری از بحران سازی ها و جنایتها و خیانتها دست داشته است. و درست بهمین علت نمایندگی ولی فقیه مطلقه را در روزنامه کیهان بر عهده دارد .
قبل از انقلاب، حسین شریعتمداری را هیچ کس نمی شناخت و هیچ سابقه ای از دوران کودکی و جوانی او در دست نیست. اما رد پای وی در میان دانشجویان و حتی قبل از آن در میان هیات نظارت بر صدا و سیما دیده می شود .
بدین خاطر است که به یاد حرفهای احمد منتظری می افتیم ( برخی از جاسوس ها از سال 60 در راس برخی از کارها قرار گرفتند که تا به حال نیز به کار خود ادمه می دهند ). بررسی کارهای حسین شریعتمداری گرچه هویت او را بمثابه یک جنایتکار و خائن به ایران ﺁشکار می کند، اما هنوز ، چگونگی ورود او به صحنه و روابط ناگفته او ، مجهول می مانند . 

Comments

view profile

22Bahman says:

کارنامه حسین شریعتمداری :
1 - ﺁغاز شناسائی معدودی از دانشجویان با او و فعالیت " علنی " سیاسی او، حضور در سفارت امریکا بظاهر بعد از اشغال سفارت و گروگانگیری است . ﺁیا در گروگانگیری نیز نقشی داشته است ؟ لاجرم می باید با سازماندهندگان گروگانگیری سر و سری می داشته است . وگرنه، مأمور نمی شد برای دانشجویان خط امام، در سفارت امریکا، دعای ابوحمزه را تفسیر کند . دلیل این که او ، همراه موسوی خوئینی ها، در شورای نظارت بر صدا و سیما مشغول به کار بود. و از طریق او پایش به سفارت باز شد .
2 - از همان زمان است که شرکت حسین شریعتمداری را در بسیاری از ترورها و دستگیریها و شکنجه ها را می بینیم . او در کنار سعید امامی -که باز عنصری مجهول الهویه و مشکوک بود - قرار می گیرد و در جنایتهای و ویرانگریهای زیر شرکت می کند :

1/2 - در تخریب مرجعیت :
ابتدا پهلویها بودند که به تخریب مرجعیت پرداختند . اما اگر ﺁنها " بنام ترقی " در تخریب مرجعیت می کوشیدند ، در حکومت خمینی که از مرجعیت مشروعیت می گرفت، از چه رو کاری که پهلویها نتوانستند، با موفقیت به انجام رسید ؟ در حکومت شاه، مقاله ای در نکوهش خمینی و ناسزاگوئی به او انتشار یافت و همان کار جرقه ای را کرد که شعله های انقلاب را فروزان کرد . در تاریخ روحانیت و مرجعیت شیعه، دیده نشده است که فردی این جرات را به خود بدهد که اینگونه به مراجع توهین کند و کسی مانع از هتاکی او نشود . شریعتمداری که سمت نمایندگی ولی فقیه مطلقه را دارد، با توجه به حمایت هایی که خامنه ای از او می کند، چنان مراجع را تحقیر می کند و به ﺁنها ناسزا می گوید که این پرسش را متبادر به ذهن می کند : ﺁیا این رژیم در شکل و شمایل روحانی ، در پی به انجام رساندن تخریب مرجعیت نیست ؟ حسین شریعتمداری هتاکی به مراجع را با ناسزانویسی و بر ضد آیت الله شریعتمداری وآیت الله قمی و آیت الله شیرازی و آیت الله روحانی و آیت الله خویی شروع کرد . و حالا آیت الله منتظری و آیت الله صانعی را مورد سرزنش و ناسزا قرار داده است .
اگر او می توانست توضیح بدهد " مدیر مسئول اصول گرا " با سفیر انگلیس در ایران چه کاری دارد و موضوع دیدارهایش با او چه بوده است ، هویت او اندکی معلوم می شد !
زمانی که محمد یزدی جهت نابودی آیت الله منتظری به قم رفت وفرماندهی حمله به خانه او را بر عهده گرفت و جنتی نیز در تهران فرماندهی ستاد نابودی او را بر عهده داشت، حسین شریعتمداری در کنار آنها قرار گرفت . حتی زمانی که فرماندهی حمله به خوابگاه دانشگاه نیز در دستان جنایتکار محمد یزدی بود و او بوسیله بی سیم دستور حمله به خوابگاه را به سردار نظری می داد، باز حسین شریعتمداری همکار او بود .
باز حسین شریعتمداری و باند او بودند که نامه جعلی خمینی علیه منتظری و نیز نامه خمینی - که نهضت ﺁزادی جعلی می داند - علیه نهضت آزادی را به چاپ رساندند و ﺁن را دستمایه حمله به منتظری و نهضت ﺁزادی کردند .

2/2 - تخریب چهره های ملی و مذهبی :
از بدو شروع کار شریعتمداری دیده شده است که او لبه تیغ حمله خود را متوجه چهره های ملی و ملی - مذهبی کشور کرده است . او به همدستی افرادی مشکوک دست به تخریب این چهره ها زده است و تمام تلاش خود را وقف تخریب شخصیتهای سیاسی ایران کرده است بدین گمان باطل که جنبش برای مردم سالاری را فرو می خواباند :
او کار خود را با تخریب شخصیت بنی صدر ، از کودتای خرداد 60 ببعد شروع کرد . سپس به تخریب چهره هایی مانند بازرگان و سحابی و شریعتی و سروش و سحابی و مصدق و یاران او پرداخت . او در صدا و سیما کار خود را با تخریب چهره های ملی شروع کرد و به مجرد ورود به دادستانی و همکاری با اسدالله لاجوردی جلاد زندان اوین ،کار سر بازجویی خود را جهت سرکوب این نیروها ادامه داد .
3/2 - تخریب چهره های فرهنگی :
حسین شریعتمداری سالها در کنار نیروهای مانند سعید امامی و علی لاریجانی و پور محمدی و حسینیان و ری شهری و دری نجف آبادی و خامنه ای و هاشمی رفسنجانی در کار تخریب چهره های فرهنگی کشور دست بکار ساختن برنامه هایی از قبیل هویت و چراغ بود . در آن سالها که او مسئولیت تخریب شخصیتهای فرهنگی کشور را برعهده داشت، در نشریه کیهان با کمک حسن صفار هرندی و حسن شایانفر ، با درج مطالبی در این نشریه کار تخریب را با زدن اتهام وابستگی به نیروهای فرهنگی به کشورهای خارجی یا سازمانهای جاسوسی شروع کرد. او کار را به جایی رساند که در برنامه تلویزیونی هویت چهره ای مانند عزت الله سحابی و زرین کوب و ... را وادار به خود زنی و خود اعترافی نمود و فریاد همه را از خیانت بزرگ خود، در تخریب شخصیتهای سیاسی و فرهنگی ، بلند کرد .
نا گفته نماند که برای فیلم برداری از این نمایش علی لاریجانی با هنماهنگی کامل بیت خامنه ای و سعید امامی گروه هایی را برای فیلم برداری به زندان اوین فرستاد و در نهایت به قول فرزند شیخ علی خزعلی، با وجودی که مخالفت های زیادی با پخش این برنامه و جود داشت، اما او با تمام توان به حمایت ازشریعتمداری و سعید امامی آن برنامه ها را از صدا و سیما پخش نمود .
همچنین در تهیه اعترافات سعیدی سیرجانی توسط سعید امامی، شریعتمداری همکار او بود .

4/2 - تخریب مطبوعات :
از تخریبهای کسی که هنوز هم مجهول الهویه است، یکی همکاری با واواک و معاونت بررسی های اجتماعی این وزارتخانه و بررسی مطبوعات کشور بوده است و هست . در این کار، او با تهیه بولتن های خاص برای برخی از مقامات روحانی و سیاسی کشور "سند"ارتداد و الحاد برخی از چهره های فرهنگی و سیاسی ر جعل می کردند و با این سیاست افرادی همانند سعید امامی احکام ترور آنها را از افرادی مانند خامنه ای و اعضای شاخه " فتوای " سازمان ترور، مثل خوشبخت و مصباح یزدی و دری نجف آبادی و حسینیان و پور محمدی و محسنی اژه ای و فلاحیان می گرفت و اسباب ترور آنها را فراهم می ﺁورد .

5/2 - تواب سازی :
از ضد انسانی ترین کارهای حسین شریعتمداری و یار دیرین او حسن صفار هرندی شرکت در برنامه های بازجویی از زندانیان است . او، به همراه گروه تواب ساز خود، در ماه ها و سالهای بعد از کودتای خرداد 60 ، در زندانهای کشور از چهره های بسیار پرکار بود و در بسیاری از بازجویی ها چنان بلایی بر سر زندانی می آورد که برای او چاره ای به جز توبه و اعتراف به کارهای نکرده باقی نمی ماند . پس از ﺁنکه زندانی را می شکست و ﺁماده می کرد، از او در ساختن برنامه های تلویزیونی استفاده می کرد . از قربانیان او سعیدی سیرجانی و مهدی هاشمی بودند . مهدی هاشمی را که جرمش نه جنایتهای ارتکابی که فاش کردن سفر هیأت مک فارلین به ایران بود ، با کمک ری شهری وادار به اعتراف تلویزیونی کرد .
در مورد سعیدی سیرجانی، حسین شریعتمداری و حسن صفار هرندی و سعید امامی و علی لاریجانی با یکدیگر همکاری داشتند . آنها بعد از ساختن برنامه تلویزیونی ، با کمک پسر شیخ علی خزعلی ، " اعترافات " را کتاب کردند و روانه بازار کردند . کار " ﺁقا زاده " خزعلی انتشار کتابهای پزشکی بود ولی کتاب هویت را بنا به درخواست آنان به چاپ رساند تا او هم در این کار ضد انسانی شرکت کرده باشد .

6/2 تحریف تاریخ :
علی خامنه ای، " رهبر فرزانه " فکر می کرد مانند " شاهنشاه ﺁریا مهر " می تواند با در اختیار داشتن برخی از نشریات و راه اندازی مؤسسه ای برای پژوهشهای تاریخی، با همکاری خود فروختگان، منتقدان و روشنفکران را با تخریب و تحریف از سر راه خود بردارد . اما اشتباهی که او کرد همان اشتباهی بود که شاه کرد و آن اینکه در این کار فردی را بر این کار گماشت که فاقد هویت بود و به جای تخریب مزاحمان استبداد او، خود او را تخریب کرد .
تا زمان مدیر و مسئول شدن حسین شریعتمداری، روزنامه کیهان تیراژی نزدیک به 300 هزار نسخه در روز را داشت. او کار روزنامه را به جایی رساند که امروز تیراژ ﺁن، در حدود 35000 نسخه در روز است . بیشتر نسخه ها را نیز به ادارات دولتی و هواپیمایی و قطارهای مسافربری و نهاد ها ارسال می کنند .
در این نشریه، وی با کمک واواک و سعید امامی بخشی به نام نیمه پنهان را راه اندازی کرد و در آن با استفاده از نیروهای توبه کرده خود تیغ تخریب را بر سیمای کلیه شخصیتهای فرهنگی و سیاسی ایران کشید . یکی از علل رویگردانی مردم از کیهان، تحریف حقایق و دروغ سازی و زمینه سازی برای سرکوب افراد توسط دستگاههای سرکوب رژیم است . هرگاه کسی حوصله کند و اخبار و مقالات این نشریه را بخواند، در می یابد که کار ﺁن ایجاد دنیای ذهنی ساخته از دروغ ، بقصد بریدن خواننده خود از واقعیت است . به ترتیبی که او خود را در بهشت موعودی تصور کند که گویا دشمنان داخلی ( هرکس دم از ﺁزادی و استقلال و رشد بزند ) و خارجی می خواهند ﺁن را ویران سازد و نظام ولایت مطلقه فقیه در برابرشان ایستاده است !
اخبار ، اغلب، ساختگی هستند و بیشتر برای تحریک احساسات " نیروهای خودی " جعل و درج می شوند . دانستنی است که از زمان تصدی حسین شریعتمداری بدین سو، از روزنامه کیهان نسخه هایی خاص و پر از جعلیات چاپ و برای برخی از زندانیان سیاسی برده می شد . این روش برای ﺁن بود که زندانی فریب بخورد و ﺁماده اظهار " اعترافات " دلخواه شریعتمداری را پیدا کند .
در بسیاری از مقالات، رویدادهای تاریخی را تحریف و مقلوب می کنند تا وجدان تاریخی " نیروهای خودی " را از گذشته ﺁنطور که جریان یافته است ، ببرند و ﺁن را از گذشته مجعولی پر کنند که متناسب با اطاعت بی چون و چرا از استبدادیان و متناسب با ماندن در رژیم و دشمنی با هر کسی است که ندای ﺁزادی سر دهد و چشم اندازه ایران ﺁزاد و مستقل را ارائه کند .
از کارهای حسین شریعتمداری ، یکی اداره مرکز پژوهشهای تاریخی است . مؤسسه کیهان به انتشار کتابهایی نیز می پردازد که با کمک حسن شایانفر، با تحریف فراوان و قلب حقیایق تنظیم و به چاپ می رسند .
Posted 5 months ago. ( permalink )

view profile

22Bahman says:

شریعتمداری و بحران سازی
یکی از کارهای این شخص بحران سازی در کشور است . او و گروه او، هر زمان که متوجه می شوند ایران در حال نزدیک شدن به آرامش است و یا تنشها با دنیای خارج در حال فرو خوابیدند، وارد عمل می شوند . انتشار خبرهای جعلی و انتشار مقاله های سخت تحریک ﺁمیز و کشف جاسوس و.... و به روانه کوچه و خیابان کردن " شخصی پوشها " و... در بحران سازی شرکت می کنند . بخشهای دیگر کار بحران سازی را واواک و اطلاعات سپاه و " بیت رهبری " انجام می دهند . تا بود، سعید امامی باتفاق حجازی ، مسئول حراست " بیت رهبری " و شریعتمداری و حسین الله کرم و همکارانشان در سپاه و بسیج و نیروهای انتظامی کار تیز کردن ﺁتش بحران را بر عهده می گرفتند. مقدمات را که ﺁماده می کردند ، در موارد سیاسی " رهبر " وارد عمل می شد ( مثل جنایتهای سیاسی که به ﺁنها قتلهای زنجیره ای نام دادند و یا سرکوب جنبش دانشجوئی 18 تیر و یا تعطیل فله ای مطبوعات ) . در موردی که بحران سازی به قصد سرکوب بود، " دادگاه انقلاب " و " دادگاه ویژه روحانیت " وارد عمل می شدند .
مذاکرات هسته ای ایران با کشورهای غربی، در حال پیشرفت بود که ناگهان دو تن ازنزدیکترین افراد همکارسعید امامی ، با انتشار خبری زمینه گسترش بحرانی جدید را ایجاد کردند . اطلاعاتی که بحران اتمی را بوجود ﺁوردند، توسط گروه بحران ساز ، اغلب غیر مستقیم و گاه مستقیم ، انتشار می یافتند . بعدها معلوم شد که سعید امامی ، خود نیز، سالها فریب افراد مشکوک تر از خود را خورده بود : او و افراد تحت امرش به استناد رهنمودهای کسانی وارد عمل می شدند که گمان می بردند از خود ﺁنها و در جمع ﺁنها هستند .
در بسیاری از جریانات سرکوب و ترور رد پای افرادی چون شریعتمداری و بادامچیان و پورمحمدی و .. دیده می شود که بعدا به آن اشاره خواهد شد .
یکبار دیگر، بهنگام مذاکره لاریجانی با سولانا، بر سر برنامه هسته ای ، ناگهان، حسین شریعتمداری اعلام کرد ما تاسیسات اتمی دیگری هم داریم که کسی از محل آنها با خبر نیست . این ادعا موجب شد که گفتگو ها با ظن و شک و تردید ادامه پیدا کند و قرار بر تحقیق در باره صحت و سقم این اطلاع شود .
و باز ، در جریان گفتگوها میان اروپا و ایران، ناگهان، " وزیر " کشور ایران ، پورمحمدی اعلام کرد که ایران فلان مقدار اورانیوم غنی شده دارد و این صحبت و خبر او نیز منجر به توقف مذاکرات گشت .
این دو نمونه را ذکر کردیم تا نشان دهیم بسیاری از بحرانهای ایجاد شده به نقل و توسط گروهی ایجاد می شوند که حسین شریعتمداری عضو شاخص ﺁنست .
زمانی حسین شریعتمداری بود که او خطاب به اصلاح طلبان نوشت : ما در خودروئی بدون ترمز و در جاده ای یک طرفه به سرعت در حال حرکت هستیم . فرمان خود رو را نیز به بیرون پرت کرده ایم. شما نمی توانید ترمز نظام مقدس جمهوری اسلامی بشوید !
این نوع صحبتها را ، احمدی نژاد یکی دیگر از بحران سازها ، باره مسئله هسته ای بر زبان می آورد. شباهت طرز فکر و بیان این دو و همانندهاشان گویای وجود مافیای بزرگی است که از بحران هستی جسته است و از بحران قدرت یافته است و کمترین دغدغه خاطری نسبت به سرنوشت ایران و مردم ایران ، ندارد .

شریعتمداری و دولت جدید :
از کسانی که، برای رساندن احمدی نژاد به مقام ریاست جمهوری، بسیار تلاش کردند، یکی حسین شریعتمداری بود . او و دار و دسته او، از جمله انصار حزب الله افراطی و بسیج و روحانیون وابسته به گروه حقانی و به طور کلی کلیه نیروهای ضد ملی و ضد فرهنگی ، کار تقلب در انتخابات و جو سازی را برای این که حتی نامزدها هم جرأت اعتراض پیدا نکنند، برعهده گرفتند .
با بر سر کار آمدن احمدی نژاد، حسین شریعتمداری که تخریب فرهنگ و جلوگیری از جریان اندیشه را شغل اصلی خود می شناشد، با نشاندن صفار هرندی، معاون خود، بر مسند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شکار اندیشه ها را از راه سانسور کتاب و مطبوعات ، وسعت تمام بخشید . تحت امر صفار هرندی، سانسورچیان ، در عرض کمتر از چند ماه، چندین هزار عنوان کتاب را توقیف کردند . در این اواخر گویا توپ صفار هرندی نیز سوراخ شده است و جدیدا کتاب خاطرات یک امریکای جنوبی ای با 500 فاحشه انتشار پیدا کرد و سر و صدای زیادی ببار ﺁورد .
غیر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حسین شریعتمداری افراد دست پرورده خود در روزنامه کیهان را آماده اشغال مقامهای بسیار حساس فرهنگی در صدا و سیما و مطبوعات و وزارت خانه های مختلف کرد . زیرا می خواست مطمئن شود که کیان ولایت و کیان فرهنگ ولایت آسیب نخواهد پذیرفت . به سخن دیگر، اندیشه های عقیم و فرهنگ از ﺁنهم عقیم تر بگردند .
حسین شریعتمداری آنقدر مواظب کارهای فرهنگی و سیاسی احمدی نژاد بود که به محض اینکه او حرکت اشتباهی می کرد، او را " انتقاد " می کرد . به همین دلیل است که احمدی نژاد به او جایزه ویژه " بهترین منتقد دولت " را داد !
حسین شریعتمداری که چندی پیش با حمایت های بی دریغ از احمدی نژاد گوی سبقت از کلیه نشریات و یاران احمدی نژاد را ربوده بود در یک نمایش بسیار مضحک مطبوعاتی که از سوی صفارهرندی و مشاوران احمدی نژاد و برخی از مسئولین وزارت ارشاد برپا شده بود مفتخر به دریافت نشان منتقد برجسته گشت !
بجاست بدانیم شخص دیگری که او هم نیز به دریافت این نشان مفتخر شد، سردبیر روزنامه رسالت ، انبار لویی است که گویا او هم مانند شریعتمداری، از منتقدان بزرگ دولت احمدی نژاد است !!
انقلاب اسلامی : حاکمیت چنین جنایتکارانی بر ایران ، بدون بحران سازی کجا شدنی است ؟ بدیهی است مافیاهای حاکم، اقتصاد را برای مردم ایران نمی خواهند بلکه ﺁن را وسیله رانت خواری و مهار مردم ایران می دانند و کرده اند . بدیهی است فشار اقتصادی ، به هر دو هدف ﺁنها کمک می کند :
نشریه انقلاب اسلامی در هجرت شماره

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

اعتراض آقای خامنه ای.فتوای من کجاست؟

اعتراض رهبر بعد از مراسم چهارشنبه سوری

[فتوای+من+کو.jpg]  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

:ساعت تحويل سال در ساير شهرها

More Cities:

:ساعت تحويل  سال در ساير شهرها

Abu Dhabi Saturday.March 20, 2010, 20:32:13 PM Jakarta Sunday.March 21, 2010, 02:32:13 AM
Amsterdam Saturday.March 20, 2010, 18:32:13 PM Jerusalem Saturday.March 20, 2010, 18:32:13 PM
Ankara Saturday.March 20, 2010, 19:32:13 PM Lisbon Saturday.March 20, 2010, 18:32:13 PM
Atlanta Saturday.March 20, 2010, 12:32:13 AM Madrid Saturday.March 20, 2010, 18:32:13 PM
Baghdad Saturday.March 20, 2010, 20:32:13 PM Nairubi Saturday.March 20, 2010, 20:32:13 PM
Bangkok Sunday.March 21, 2010, 02:32:13 AM Melbourne Sunday.March 21, 2010, 06:32:13 AM
Barcelona Saturday.March 20, 2010, 18:32:13 PM Montreal Saturday.March 20, 2010, 13:32:13 PM
Beijing Sunday.March 21, 2010, 03:32:13 AM Moscow Saturday.March 20, 2010, 20:32:13 PM
Beirut Saturday.March 20, 2010, 19:32:13 PM New Delhi Saturday.March 20, 2010, 23:32:13 PM
Berlin Saturday.March 20, 2010, 18:32:13 PM Ottawa Saturday.March 20, 2010, 13:32:13 PM
Chicago Saturday.March 20, 2010, 13:32:13 PM Tokyo Sunday.March 21, 2010, 04:32:13 AM
Copenhagen Saturday.March 20, 2010, 18:32:13 PM Toronto Saturday.March 20, 2010, 13:32:13 PM
Dubai Saturday.March 20, 2010, 20:32:13 PM Vancouver Saturday.March 20, 2010, 10:32:13 AM
Frankfurt Saturday.March 20, 2010, 18:32:13 PM Washington DC Saturday.March 20, 2010, 13:32:13 PM
Istanbul Saturday.March 20, 2010, 19:32:13 PM Zagreb Saturday.March 20, 2010, 18:32:13 PM

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

 

 

 

ز کــــوی یار می آیـــــد نسیــــم بــاد نوروزی

ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی...

نـدانم نـوحـۀ قمری به طرف جویباران چیست

مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی/

برای رسیدن به آزادی باید از دشت تاریک نادانی و بی خبری گذشت،آگاهی تنها ستاره روشنگر این راه است.

پزشکی و درمان هر دردمند

در تندرستی و راه گزند...

همه کردنی ها چو آمد پدید

به گیتی جز از خویشتن کس ندید

چو آن کارهای وی آمد بجای

ز جای مهی برتر آورد پای

به فرّ کیانی یکی تخت ساخت

چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت...

چو خورشید تابان میان هوا

نشسته برو شاه فرمان روا...

به جمشید بر گوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین

برآسوده از رنجْ تن، دل ز کین

به نوروز نو شاه گیتی فروز

بر آن تخت بنشست فیروز روز

بزرگان به شادی بیاراستند

می و رود و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار

بمانده از آن خسروان یادگار

این فرهنگ از خردِ خندان و جاودانه سرچشمه گرفته و در رگ های ما جاری ست. به ژن های ما تبدیل شده و از نیاکان ما به نوادگانمان به ارث می رسد و برای همگان جز شادی و سربلندی و تندرستی و داد نمی خواهد.

هر روزتان نوروز.

با آرزوی ایرانی آباد و آزاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

اشعار کارو

اشعار کارو


شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم
در آن یک شب خدایی من عجایب کارها کردم
جهان را روی هم کوبیدم از نو ساختم گیتی
ز خاک عالم کهنه جهانی نو بنا کردم
کشیدم بر زمین از عرش، دنیادار سابق را
سخن واضح تر و بهتر بگویم کودتا کردم
خدا را بنده خود کرده خود گشتم خدای او
خدایی با تسلط هم به ارض و هم سما کردم
میان آب شستم سهر به سهر برنامه پیشین
هر آن چیزی که از اول بود نابود و فنا کردم
نمودم هم بهشت و هم جهنم هردو را معدوم
کشیدم پیش نقد و نسیه، بازی را رها کردم
نمازو روزه را تعطیل کردم، کعبه را بستم
وثاق بندگی را از ریاکاری جدا کردم
امام و قطب و پیغمبر نکردم در جهان منصوب
خدایی بر زمین و بر زمان بی کدخدا کردم
نکردم خلق ، ملا و فقید و زاهد و صوفی
نه تعیین بهر مردم مقتدا و پیشوا کردم
شدم خود عهده دار پیشوایی در هم عالم
به تیپا پیشوایان را به دور از پیش پا کردم
بدون اسقف و پاپ و کشیش و مفتی اعظم
خلایق را به امر حق شناسی آشنا کردم
نه آوردم به دنیا روضه خوان و مرشد و رمال
نه کس را مفتخواه و هرزه و لات و گدا کردم
نمودم خلق را آسوده از شر ریاکاران
به قدرت در جهان خلع ید از اهل ریا کردم
ندادم فرصت مردم فریبی بر عباپوشان
نخواهم گفت آن کاری که با اهل ریا کردم
به جای مردم نادان نمودم خلق گاو و خر
میان خلق آنان را پی خدمت رها کردم
مقدر داشتم خالی ز منت، رزق مردم را
نه شرطی در نماز و روزه و ذکر و دعا کردم
نکردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ایجاد
به مشتی بندگان آْبرومند اکتفا کردم
هر آنکس را که میدانستم از اول بود فاسد
نکردم خلق و عالم را بری از هر جفا کردم
به جای جنس تازی آفریدم مردم دل پاک
قلوب مردمان را مرکز مهر و وفا کردم
سری داشت کو بر سر فکر استثمار کوبیدم
دگر قانون استثمار را زیر پا کردم
رجال خائن و مزدور را در آتش افکندم
سپس خاکستر اجسادشان را بر هوا کردم
نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مکنت
نه جمعی را به درد بی نوایی مبتلا کردم
نه یک بی آبرویی را هزار گنج بخشیدم
نه بر یک آبرومندی دوصد ظلم و جفا کردم
نکردم هیچ فردی را قرین محنت و خواری
گرفتاران محنت را رها از تنگنا کردم
به جای آنکه مردم گذارم در غم و ذلت
گره از کارهای مردم غم دیده وا کردم
به جای آنکه بخشم خلق را امراض گوناگون
به الطاف خدایی درد مردم را دوا کردم
جهانی ساختم پر عدل و داد و خالی از تبعیض
تمام بندگان خویش را از خود رضا کردم
نگویندم که تاریکی به کفشت هست از اول
نکردم خلق شیطان را عجب کاری به جا کردم
چو میدانستم از اول که در آخر چه خواهد شد
نشستم فکر کار انتها را ابتدا کردم
نکردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم
خلاصه هرچه کردم خدمت و مهر و صفا کردم
زمن سر زد هزاران کار دیگر تا سحر لیکن
چو از خود بی خود بودم ندانسته چه ها کردم
سحر چون گشت از مستی شدم هوشیار
خدایا در پناه می جسارت بر خدا کردم
شدم بار دگر یک بنده درگاه او گفتم
خداوندا نفهمیدم خطا کردم
کارو

 

در ادامه مطلب میخوانید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

 یک مجسمه با مضمون اهانت به مسلمین

 یک مجسمه با مضمون اهانت به مسلمین

 

این تصویر یکی از مجسمه های هنری است که اخیرا در یکی از موزه های هنری معاصر جهان در مادرید پایتخت اسپانیا به نمایش گذاشته شده و در این مجسمه یک مسلمان در حال سجده بر روی زمین قرار دارد و یک کشیش مسیحی بر پشت او نشسته و در حال دعا می باشد و یک خاخام یهودی بر روی دوش کشیش مسیحی ایستاده و مشغول خواندن تورات است

 

در کنار این مجسمه نیز یک شمعدان یهودی هفت شاخه که از دهانه یک قطعه سلاح بیرون آمده قابل مشاهده است.

 

سازنده این مجسمه " یوجینیو مورینو" بوده و نام مجسمه را " پله های رو به آسمان" نهاده. این اثر در بیست و نهمین دوره برپایی نمایشگاه هنری " ارکو" به نمایش درآمده .

 

"مورینو " در تفسیر مجسمه می گوید منظورش از ساختن این مجسمه، نشان دادن همزیستی بین ادیان سه گانه و تلاش مشترک آنها برای رساندن انسان به خدا است! درحالیکه اگر چنین مفهومی مورد نظر وی بود می بایستی هر سه نماینده ادیان دست در دست و در کنار همدیگر بصورت حلقه وار قرار می گرفتند. زیرا آنچه مفهوم همزیستی مشترک را بیشتر تداعی می کند حلقه است نه سوار شدن یکی بر دوش دیگری و آنهم نفر سومی به به خدا می رسد خاخام یهودی باشد! و آنکه در زیر دو نفر دیگر سجده کرده یک فرد مسلمان!

این مجسمه در ساعات اولیه نمایشگاه به قیمت 50 هزار یورو فروخته شد.

سفارت رژیم صهیونیستی  به این مجسمه تنها به خاطر مجسمه کناری آن که بیرون آمدن شمعدان یهودی از یک اسلحه است شکایت نموده و آن را اهانت به یهودیان و اسرائیل دانسته است! در حالیکه هیچیک از سفارت های کشورهای اسلامی در مادرید به این مجسمه اعتراض نکرده اند.

لازم به ذکر است که شمعدان از رموز مقدس دین یهود است و معانی زیادی در معتقدات دینی یهود دارد. شمعدان و یا تصویر شمعدان درغالب خانه ها و ساختمانهای عمومی و دولتی رژیم صهیونیستی دیده می شود .

 

منبع: الحقیقه الدولیه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

مصاحبه با دکتر نوری زاده و روشنگری بی سابقه در خصوص مفاسد بعضی از مسئولان

مصاحبه با دکتر نوری زاده و روشنگری بی سابقه در خصوص مفاسد بعضی از مسئولان

بخش اول
بخش دوم
بخش سوم

بخش چهارم

بخش پنجم

بخش ششم
 
منبع سایت بایکوت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

اگر دین تو این است من کافری برگزینم.

اگر دین تو این است من کافری برگزینم.

 

ای محمد!
می‌گویند که تو خود را فرستاده‌ی خدائی بنام الله می‌دانی؛ من در آن زمان نبودم تا با تو هم‌سخن گردم، اما کتابی از تو بجا مانده که از قول تو می‌گویند، سخنان الله است. پس اجازه بدهید تا من همین کتاب را مورد کنکاش قرار دهم، البته پیروان تو و از قول شما می‌گویند که هرکس در این کتاب کوچکترین شکی نمود، کافر و اگر مسلمان باشد باید کشته شود.
من مسلمان زاده‌ام، پس اگر در این کتاب شک کنم و بخواهم آنرا مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهم که باید کشته شوم؛ از طرفی اگر شک نکنم که هرگز به یقین دست پیدا نخواهم کرد.
اگر غیر مسلمانی بخواهد چنین کاری را انجام دهد که شما و پیروان شما آنان را کافر می‌دانید، کافری که مانند حیوانات اهلی است.
پس برای من راهی جز کنکاش در این کتاب باقی نمی‌ماند، گرچه می‌دانم که به راه خطرناکی گام برداشته‌ام، راهی که اگر پیروان دین تو مرا شناسائی نمایند، سرنوشتی جز مرگ با شکنجه در انتظارم نیست.
من این راه را آگاهانه انتخاب کرده‌ام و می‌دانم که اگر مرا دستگیر نموده و سپس کشتند فرزندان این سرزمین، راهم را ادامه خواهند داد.
این نوشته‌ها را از مدتها پیش تهیه کرده‌بودم و امید داشتم که بتوانم در فردای آزادی ایران، آنرا منتشر نمایم؛ ولی به این نتیجه رسیدم که تا روشنگری نباشد، آزادی بدست نخواهد آمد.
آرزو داشتم و دارم که بتوانم در فضائی شفاف، از نوشته‌هایم دفاع نمایم؛ اما پیروان دین تو هرگز چنین اجازه‌ای را به من نخواهند داد.
پس اجازه دهید که در همین فضای مجازی که دانش بشری در اختیار من قرار داده است، نقدهایم را فهرست‌وار از کتابی که تو می‌گوئی قرآن و کلام‌الله است، داشته باشم.
تو می‌گوئی که این سخنان، سخنان الله است؛ من هم قبول کرده بودم، اما با بررسی همین کتاب، دهها پرسش در ذهن نقش می‌بندد؛ اگر بتوانم از تمام این پرسشها چشم پوشی نمایم، هرگز وجدانم این اجازه را به من نمی‌دهد که ندانم چرا همین الله،
مجوز تجاوز جنسی به زنان و کودکان دگراندیش را می‌دهد؟
البته می‌دانم که این پرسش را چندین بار از همه نمودم اما باز می‌گویم و خواهم گفت تا پاسخی روشن را از پیروانت دریافت نکنم.
ای محمد!
چرا الله به تو و پیروان تو مجوز تجاوز جنسی به دختران 9 ساله، آن هم بصورت کاملا قانونی و
تحت نام ازدواج را می‌دهد؟
ای محمد! چرا دین تو
زنان را مانند کالائی در ردیف طلا، نقره و چهارپایان؛ در اختیار مردان قرار داده است؟
چرا الله به تو اجازه داد که
زن پسر خوانده‌ی خویش را از او طلاق بگیری و به ازدواج خودت در بیاوری؟
چرا این همه
خرافات در کتاب الله وجود دارد؟
البته چراهای من بسیار است؛ تو هم که در میان ما نیستی،
الله هم که فقط نظاره‌گری بیش نیست.
لذا از علمای دین تو این پرسشها را دارم و امیدوارم که به پرسشهایم پاسخ بدهند.
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

ماهی قرمز در سفره هفت سین ایرانی جایی ندارد

عید نوروز و ماهی قرمز 

 ماهی قرمز عید ---  

تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند

تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه ای در

تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد .

 

۸۰ سال پیش به همراه ورودچای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل

عید چینی ست به سفره های هفت سین مراسم عید نوروز ما وارد

شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی

جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با

رشد سبزه های سفره هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ

نزدیک و نزدیک تر کنیم .

جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز

ماهی قرمز جایگاهی ندارد در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به

نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها

میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی ها

می دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت سین ندارد

به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی قرمز  به بهانه عید، سیب قرمز

یا انار را در آب رهامیکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد .

 

هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی میمیرند. ۵ میلیون قطعه ماهی

قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سین، به خاطر هیچ و عجیب

نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف

شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور

کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی ست که ریشه

در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد .

 

عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال الملک را در کاخ

گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره

هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است .

 

ماهی قرمز در سفره هفت سین ایرانی جایی ندارد

پس لطفاًماهی قرمز نخرید

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت   توسط امیر  | 

محکوم به اعدام است کمکش کن هموطن

محکوم به اعدام است کمکش کن هموطن

 

 

 

 
يوسف رشيدي را نجات دهيد

عكسي كه ماندگار مي شود؛

شجاعت یعنی این

لطفا این خبر را برای همه بفرستید

با معروف شدنش،

شانس زنده ماندش در زندان افزایش خواهد یافت.

محمد یوسف رشیدی مورخ 6/9/88 در خانه پدری خود در نوشهر توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و تنها خبری که از خانواده اش در اختیار دوستان وی قرار گرفته است خبر اعتصاب غذای او در بازداشتگاه اداره ی کل اطلاعات اطلاعات استان مازندران است. محمد یوسف رشیدی یکی از فعالان دانشجویی چپگرای دانشگاه صنعتی امیر کبیر تهران است که در اعتراضات دانشجویی علیه حضور احمدی نژاد در دانشگاه نقش برجسته ای داشت و از زمان سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه پلی تکنیک در تعلیق از تحصیل به سر می برد. او در هنگام سخنرانی احمدی نژاد پلاکارد بزرگی را در مقابل او بالا برده بود که روی آن نوشته شده بود:«رئیس جمهور فاشیست، پلی تکنیک جای تو نیست.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

چه کسی خسرو گلسرخی را به ساواک لو داد؟

چه کسی خسرو گلسرخی را به ساواک لو داد؟
«شکوه میرزادگی» پس از دستگیری بوسیله‌ی «ساواک» خود را می‌بازد و به موضوع همکاری با گروه گلسرخی در سال 1350 که هیچ ربطی به موضوع پرونده‌ی گروگان گیری فرح ندارد اشاره می‌کند و پای گلسرخی و سلیمی را وسط می‌کشد.‌دفاعیات و جان باختن شجاعانه‌ی گلسرخی و دانشیان سبب شد که بخش وسیعی از جوانان عاصی و مخالف جذب جنبش انقلابی ضد رژیم شاه شوند.
به گزارش پارسینه، ماجرای بازداشت، برگزاری دادگاه جنجالی و اعدام خسرو گلسرخی یکی از فرازهای قابل توجه تاریخ پهلوی دوم است، گلسرخی و کرامت دانشیان به اتهام تلاش برای ربودن ولیعهد و خانواده سلطنتی اعدام شدند و تبدیل به اسطوره های کاریزماتیک جریان چپ شدند، اما بازخوانی تاریخ نشان می دهد گلسرخی، در حقیقت هیچ ارتباطی با گروه ترور شاه نداشت و ضعف و همکاری یکی از اعضای گروه با ساواک و البته یکدندگی و روحیات خاص گلسرخی، باعث اعدام وی شد.

ماجرا از این قرار بود که در سال 1350، «خسرو گلسرخی» به همراه «عاطفه‌ی گرگین» (همسرش) و «شکوه‌میرزادگی» (یا شکوه فرهنگ) که هر سه برای روزنامه ی یومیه «کیهان» کار می‌کردند، بهمراه چند نفر دیگر، محفلی را شکل داده و سعی می‌کنند تا «محمد رضا پهلوی» را ترور کنند. «شکوه میرزادگی» از طریق روابط خاصی که با خلبان مخصوص شاه داشته، در جریان رفت و آمدها و محل‌های که شاه در آن‌ها اقامت می‌کرده، قرار می‌گیرد و اطلاعات جمع آوری شده‌اش را در اختیار گروه قرار می‌دهد. طرح‌های ابتدایی متفاوتی ریخته می‌شود، ولی از آنجایی که هیچ یک از آن‌ها عملی نبودند، مساله ترور شاه منتفی می‌شود.

گروه گلسرخی به فکر شکل دادن یک گروه مطالعاتی مارکسیستی می‌افتند، البته این بار بدون حضور «شکوه میرزادگی». اعضای این گروه یعنی «خسرو گلسرخی»، «عاطفه گرگین» و «منوچهر مقدم سلیمی» همگی در همان ابتدای شکل‌گیری گروه، در بهار 1352، دستگیر می‌شوند.

آغاز ماجرا

-عباس سماکار (فیلمبردار) و رضا علامه زاده (کارگردان) به این فکر می‌افتند تا در مراسم فستیوال کودک در سال 1352، فرح دیبا (همسر شاه) یا رضا پهلوی (پسر شاه) را به گروگان گرفته و شعار و مطالبه‌ی آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی را مطرح کنند. در رابطه با طراحی یا انجام این نفشه، «خسروگلسرخی» و دوستانش اصلا نقشی نداشتند چراکه آن‌ها ماه‌ها پیش از طراحی این نقشه دستگیر و در زندان به سر می‌بردند.

برای انجام طرح گروگان‌گیری، «سماکار» و «علامه‌زاده» نیاز به اسلحه داشتند. در همین راستا، «سماکار» با «طیفور بطحایی»(فیلمبردار) که او را از زمان دانشجوئی در مدرسه «عالی تلویوزیون و سینما» می‌شناخته، مراجعه کرده و داستان را با او در میان می‌گذارد. «بطحایی» نیز با «کرامت دانشیان» در این مورد صحبت می‌کند و کرامت سعی می‌کند که از طریق رابطی که او را از زندان می‌شناخته یعنی «امیر فتانت» با «سازمان چریکهای فدایی خلق» تماس گرفته و اسلحه‌های مورد نیاز را تهیه کند.

«امیر فتانت» بدون آنکه کرامت دانشیان از آن آگاهی داشته‌باشد، در هنگام گذراندن دوران زندان، با ساواک شروع به همکاری کرده و عملا به یکی از مهره‌های آنان تبدیل شده‌بود. «فتانت» پس از آگاهیش از قضیه گروگان گیری، اطلاعات لازم را در اختیار ساواک می‌گذارد.

-«طیفور بطحائی»، علاوه بر ارتباط با گروه «سماکار-علامه زاده» با یک گروه دیگر که در آن «شکوه میرزادگی»، ابراهیم فرهنگ )همسر اول شکوه(، مرتضی سیاهپوش و ایرج جمشیدی و مریم اتحادیه عضو بودند نیز ارتباط داشته و در حقیقت آنها می‌خواستند بعنوان گروه پشتیبانی عمل کنند.

در همین راستا «ایرج جمشیدی» از این گروه مامور می‌شود که برود و اسلحه‌ها را از ساواکی‌های که می‌خواستند خود را از اعضای چریک‌ها معرفی کنند، تحویل بگیرد. «جمشیدی» می‌ترسد و در قراری که ساواک آن را طرحی کرده حاضر نمی‌شود.‌ ماموران ساواک تصور می‌کنند که اعضای گروه مربوطه از نفوذی بودن «فتانت» آگاهی پیدا کرده و از این جهت است که در سر قرار حاضر نشده‌اند و برای اینکه فرصت فرار کردن را از اعضای گروه بگیرد، همگی آنها را دستگیر می‌کند.

-«شکوه میرزادگی» پس از دستگیری بوسیله‌ی «ساواک» خود را می‌بازد و به موضوع همکاری با گروه گلسرخی در سال 1350 که هیچ ربطی به موضوع پرونده‌ی گروگان گیری فرح ندارد اشاره می‌کند و پای گلسرخی و سلیمی را وسط می‌کشد.‌

روایت ایرج جمشیدی

-ایرج جمشیدی این ماجرا را چنین روایت کرده است:نحوه ورود من به ماجرا، از طريق دوست‌ام با خانم شكوه ميرزادگي بود. من و خانم ميرزادگي همكار بوديم و به همين دليل من به دعوت ايشان وارد فعاليت‌هاي سياسي شدم. اطلاعاتي كه شكوه ميرزادگي به من داد، از اين حكايت داشت كه من با تشكل سياسي ريشه‌داري مواجه هستم؛ شكوه ميرزادگي به من گفته بود كه گروهي حرفه‌اي قصد دارند از ميان درباريان گروگانگيري كنند. او هيچ‌وقت اسم اعضاي گروه را براي من فاش نكرد. من از طريق شكوه ميرزادگي با مريم اتحاديه و مرتضي سياهپوش هم آشنا شدم. حقيقت اين است كه از همان روزهاي اول مشخص بود كه دارند بزرگنمايي مي‌كنند. به من گفته بودند كه گروه، كارهاي چريكي و پارتيزاني مي‌كند اما من چيزي به خاطر ندارم.  نقشه اوليه گروگانگيري در رستوراني كه فكر مي‌كنم «آلپاسو» نام داشت، در شرايط نامتعادلي مطرح شد، شكوه ميرزادگي از من خواست با شخصي كه عباس سماكار نام داشت، ملاقت كنم. قرار بود من با يك چريك و پارتيزان خبره ملاقات كنم و از او اسلحه بگيرم، اما وقتي با عباس سماكار ملاقات كردم، ديدم اصلا شباهتي به چريك‌ها ندارد. من هم از همان ابتدا در مورد سماكار ديدگاه خوبي نداشتم.

جمشیدی می گوید:من قرار بود ساعت 2 بعدازظهر روز چهارشنبه در تقاطع خيابان تخت‌جمشيد و ايرانشهر شمالي حاضر شوم. من حاضر شدم اما از طرف مقابل من خبري نشد. همه‌چيز به هم ريخته به نظر مي‌رسيد و من در تماس تلفني با شكوه ميرزادگي به شدت از آشفتگي قرارها گلايه كردم. پس از اينكه من موفق نشدم اسلحه را تحويل بگيرم، از محل دور شدم و چند ساعت بعد، به سمت همدان حركت كردم. به هيچ عنوان مضطرب نبودم و در دلم از اينكه مسخره شده‌ام، احساس خوبي نداشتم. همان‌طور كه حدس مي‌زدم شكوه در مورد گروه و آدم‌هاي آن دروغ گفته بود. من فكر مي‌كردم با گروهي صددرصد حرفه‌اي طرف هستم اما ديدم آنها حتي قدرت ساماندهي قول و قرارهاي خود را ندارند. من عصر همان روز به همدان رفتم و در حالي كه اصلا فكر نمي‌كردم، دستگير شدم. ظاهرا يك نفر همه ما را لو داده بود.

محاکمه گروه
-در جریان محاکمات دستگیرشدگان در دادگاه اول، 7 نفر به اعدام ( گلسرخی، دانشیان، سلیمی، بطحائی، سماکار، علامه زاده، جمشیدی)، دو نفر به پنج سال حبس ( اتحادیه، سیاهپوش) و سه نفر به 3 سال حبس ( میرزادگی، فرهنگ، قیصری (محکوم می شوند. این همان دادگاهی است که خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان شجاعانه دفاع عقیدتی از خود کردند.

در دادگاه تجدید نظر که در سه شنبه دوم بهمن ماه 1352 تشکیل شد، حکم اعدام دو نفر از محکومین دادگاه اول یعنی سلیمی به 15 سال و جمشیدی به 10 سال تغییر پیدا کرد و پنج نفر از متهمان (بطحائی، گلسرخی، دانشیان، سماکار و علامه زاده) همچنان به اعدام محکوم شدند.

به فرمان شاه که در روزنامه‌های روز 28 بهمن ماه 1352 انتشار یافت، سه نفر از محکومین ( بطحائی، سماکار و علامه زاده) از اعدام عفو و به حبس ابد محکوم گردیدند.

حکم اعدام دانشیان و گلسرخی هیچ تغییری نکرد و آنان را یک روز بعد عفو ملوکانه‌ی شاه خائن، در بامداد 29 بهمن 1352 تیرباران کردند.

تصمیم گلسرخی برای برهم زدن نقشه ساواک
- ساواک با نقشه ی برپایی دادگاه‌ها و محاکمات علنی این دوازده نفر سعی داشت ضمن مقتدر نشان دادن دستگاه‌های امنیتی، هر گونه انگیزه مبارزاتی را در جوانان بخشکاند و بیشترین بهره تبلیغاتی از این مساله ببرد؛ اما گلسرخی شجاعانه در زندان و در مقابل بازجویان که به او می‌گفتند آن‌ها را نخواهند کشت، می گفت: من کاری نمی‌کنم که شما بتوانید مرا نکشید و یا کرامت دانشیان در این رابطه در زندان به سایر رفقایش گفت: اگر این پرونده خونی دهد و کسی از افراد متهم در این پرونده شهید شود. آن وقت تمام نقشه‌های ساواک برای بهره‌برداری از این پرونده سازی‌ها نقش بر آب شده‌است .‌و همین طور هم شد. دستگاه ساواک علی‌رغم سرمایه‌گذاری‌های وسیعی که بر سر نتیجه‌ی دادگاه‌ها در به رکود کشیدن جنبش انقلابی کرده‌بود، دفاعیات و جان باختن شجاعانه‌ی گلسرخی و دانشیان سبب شد که بخش وسیعی از جوانان عاصی و مخالف جذب جنبش انقلابی ضد رژیم شاه شوند.

شکوه میرزادگی بعد از عفو توسط شاه، جذب حزب رستاخیز شد و همکاری های خود با ساواک را ادامه داد و در شمار افرادی چون پرویز نیکخواه قرار گرفت و سردبیری نشریه "تلاش" را بر عهده گرفت.

به گزارش پارسینه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در اسفند 1357 شکوه میرزادگی که قصد خروج از کشور را داشت، توسط پاسداران انقلاب موقتا بازداشت شد،به نوشته روزنامه اطلاعات، در فرودگاه مهرآباد شکوه فرهنگ معروف به شکوه میرزادگی دستگیر شد. روزنامه اطلاعات نوشت: «شکوه میرزادگی از سرسپردگان حزب منحله رستاخیز و سردبیر مجله تلاش هنگام خروج از کشور توسط پاسداران انقلاب اسلامی دستگیر شد.»


اجازه آزادی شکوه میرزادگی توسط دادستانی انقلاب

به نوشته اطلاعات «به شکوه فرهنگ این اتهام زده شده است که خسرو گلسرخی، دانشیان و یارانشان را به مأموران ساواک لو داده بود.» به نوشته همین روزنامه در همان خبر، مینا عابدی و عابدی، دو تن از مسئولان کارخانه شراب‌سازی پاکدیس با مقدار زیادی ارز در فرودگاه مهرآباد دستگیر شدند.

شکوه میرزادگی بعد از خروج از ایران،به همراه اسماعیل نوری علاء، همسرش ، زندگی خود را وقف ترویج سکولاریسم و آموزه های ضدمذهبی کرده اند.


منابع:

من یک شورشی هستم از عباس سماکار

مصاحبه‌ی رضا علامه زاده در روزنامه کیهان مورخه‌ی سوم اسفند 1357

راوی بهاران، زندگی و مبارزات کرامت الله دانشیان، تهران: نشر قطره، چاپ دوم ۱۳۸۲.

خاطرات عزت شاهی به کوشش محسن کاظمی

روزنامه‌ی کیهان مورخه ی 29 دی ماه 1352

روزنامه‌ی کیهان مورخه 4 بهمن 1352

روزنامه‌ی کیهان مورخه 28 بهمن 1352

وبلاگ کوخ(شهرام جهان وطن)

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

بزرگ مرد جنگل

بزرگ مرد جنگل


بنا به روایات، او مردی خوش‌هیکل، قوی‌بنیه، زاغ‌چشم و دارای سیمایی متبسم و بازوانی ورزیده بود. طرفداران او می‌گویند از نظر اجتماعی مردی با ادب، متواضع، خوش‌برخورد، مؤمن به اصول اخلاقی، آدمی صریح‌اللهجه و طرفدار عدل و آزادی، حامی مظلومان و اهل ورزش بود و از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات خودداری می‌کرد.

نهضت جنگل در بهار ۱۲۹۴خورشیدی به پایمردی میرزا کوچک جنگلی در جنگل‌های غرب رشت (منطقۀ فومنات) جرقه زد و در خزان ۱۳۰۰خورشیدی با مرگ وی به خاموشی گرایید.

هفت سال عمر نهضت، مشهون از فراز و فرود، شکست و پیروزی و رنج و سرمستی بود. تمام تلاش میرزا و گروه یاران جنگلی او مبارزه علیه استعمار و استثمار، حصول به آزادی و استقلال، رهایی از و ظلم و اعتلا و ترقی ایران و مردم آن بوده است:

مبارزه با بیگانگان اشغالگر روس و انگلیس، قیام علیه حکام نالایق و بیگانه‌پرست، تاراندن خائنان داخلی و رفع فساد دربار قاجار، برای رسیدن به یک زندگی بهتر و شرافتمندانه. آرزوهای بزرگی که دست‌یافتنی نشد و جز برههای کوتاه، تداوم نیافت و ماندگار نشد.

در طول هفت سالی که نهضت مقاوم و فعال بود، هر سال حوادث مهمی رخ داد که نظری اجمالی بر خلاصۀ آن، عمق عظمت و کارآیی نهضت و فراگیری آن را در سراسر شمال و تأثیرآن را بر تمامی کشور نشان‌ می‌دهد.

در سال ۱۲۹۷در جنگ‌های پراکنده‌ای که به صورت چریکی در دل جنگل‌های غرب گیلان (فومنات) رخ داد و نهضت هر بار پیروز شد. در یکی از همین جنگ‌ها مفاخرالملک، رییس نظمیۀ رشت و معاون حکمران کل گیلان کشته شد و این امر موجب شد تا شهرت و آوازۀ جنگلی‌ها در سراسر ایران پیچید و اهداف آن به اطلاع همگان برسد و باعث جذب نیروهای جوان به دور آن گردد.

در سال ۱۲۹۸بر اثر دسایس سیاسی و نفاق و نفوذ عناصر فرصت‌طلب به درون نهضت، تفرقه در میان رهبران جنگل افتاد وموجب شد تا در مقابل پیشرفت قوای قزاق شکست بخورند و در عمق جنگل‌های شرق گیلان عقب بنشینند. اما نهضت بار دیگر بعد از چند ماه تجدید قوا کرد و این بار قوی‌تر از گذشته وارد عمل شد.

طی سال ۱۲۹۷در جنگ‌های بزرگ و درگیری‌های پارتیزانی رودررو با روس‌ها و انگلیسی‌ها طرف شدند بخش‌هایی از خاک گیلان هدف بمباران‌هایی هوایی قرار گرفت. و بسیاری از جوانان شیدایی به خاک و خون غلطیدند.

در سال ۱۲۹۹درهنگام جنگ جهانی اول و بروز مرام‌ها و مکتب‌های جدید سیاسی و انقلاب کمونیستی تا ورود ارتش سرخ به انزلی نهضت تغییر موضع داد و نخستین جمهوری در ایران را اعلام داشت. اما خیلی زود سلایق داخلی رهبران به مناقشات بیرونی تبدیل شد و رهبر ملی‌گرای جنگل از سوی رهبران آن کنار گذاشته شد و میرزا به حالت قهر از دوستان خود به جنگل بازگشت. فاجعۀ مهاجرت مردم رشت دو بار در فاصله کوتاه ضربۀ عظیمی بر پیکر گیلان زد.

در سال ۱۳۰۰جنگ‌های قوای قزاق به سرکردگی رضاخان و رهبران جمهوری سرخ گیلان منجربه شکست جنگل شد. پس از شکست کامل جنگل و فرار و تسلیم یاران خود، میرزا نیز به سوی خلخال عزیمت کرد که در بوران آذرماه در کوه‌های نزدیک به خلخال بر اثر سرما از پای درآمد و هنوز خونی در بدن داشت که سر به تیغ هموطنی داد که خود برای رهایی او از قید ظلم و جور قیام کرده بود. سر بریدۀ میرزا را به نمایش عمومی گذاردند.

نهضت جنگل ادامۀ راه ناقص مشروطه بود که میرزا و نهضت او تا اعلام جمهوری و صدور آن و اجرای یک رشته عملیات و اقدامات انجام دادند. اما شرایط سیاسی بین‌المللی آن روز و توافقات قدرت‌های جهانی با هم آن را با شکست مواجه کرد و کار او را نافرجام گذاشت.

*محمدتقی جکتاجی، صاحب امتیاز و مدیر مسئول "ماهنامه گیله وا" در شهر رشت.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

در آستانه 22 بهمن سفارت ایران در پاریس سبز شد + عکس

در آستانه 22 بهمن سفارت ایران در پاریس سبز شد + عکس

 
گزارش دريافتی : 20 بهمن 1388، سفارت جمهوری اسلامی در پاریس، به مناسبت بزرگداشت سالروز انقلاب، اقدام به برگزاری مراسم شام و دعوت از چهره های ایرانی و فرانسوی کرد.
از آنجا که انتظار میرفت سبزهای پاریس با حضور خود به این رویداد اعتراض کنند، تمام نیروهای سرکوبگر رژیم در محدوده ی برگزاری مراسم متمرکز شدند.
جوانان سبز پاریس از غفلت نمایندگان کم هوش دولت کودتا بهره جسته و دیوارهای سفارت و کنسولگری را، با فراغ بال، از شعارهای سبز پر کردند. 







منبع :پیک ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

آهنگ فولکلور زیبای گیلکی

آهنگ فولکلور زیبای گیلکی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

روزنامه‌ی آلمانی :حاکمان تهران همه را به بازی گرفته‌اند

  روزنامه‌ی آلمانی :حاکمان تهران همه را به بازی گرفته‌اند

 
این خبر که جمهوری اسلامی می‌خواهد غنی‌سازی اورانیوم تا حد ۲۰ درصد را آغاز کند، یکی از موضوع‌های عمده‌ی رسانه‌ها در اکثر کشورهاست. اکثر مفسران بر این نظرند که کشمکش اتمی با جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ی حادتری شده است.

آغاز مرحله‌ای حاد در کشمکش اتمی ،

به نظر روزنامه‌ی وینی "دی پرسه" (Die Press) گزارش‌دهی درباره‌ی کشمکش اتمی با ایران کار یکنواخت مأیوس‌کننده‌ای است، زیرا مدام در آن نوسان وجود دارد و پیشرفتی برای حل مسئله دیده نمی‌شود.

مفسر این روزنامه می‌نویسد: «در سال ۲۰۰۲ راز برنامه‌ی اتمی ایران از پرده برون افتاد. از آن هنگام بسیاری شواهد نشان می‌دهند که ایران در تلاش برای دستیابی به بمب اتمی است. قطعنامه‌ها صادر شدند، سازمان ملل مجازات‌هایی را وضع کرد و هر هفته تهدیدی متوجه ایران بود، از طرف اسرائیل یا آمریکا، که اگر برنامه‌های اتمی ادامه‌ی تهران یابد، جنگ در خواهد گرفت.»

اما دولت ایران در طی این مدت چه واکنشی نشان داد؟ به عقیده‌ی مفسر "دی پرسه"، «تهران یک سیاست نوسانی را پیش برده است: امروز اشاره می‌کند که می‌خواهد به غنی‌سازی پایان دهد و یا کار غنی‌سازی را در خارج دنبال کند، و فردا حرف خود را پس می‌گیرد.»

به نظر مفسر "دی پرسه" دولت ایران این بازی‌ها را می‌کند تا فرصت پیشروی فنی تا آن حد را داشته باشد که هرگاه لازم دانست فورا بمب اتمی خود را بسازد.

در انتظار گزارش سرویس‌های مخفی

مفسر "دی پرسه" از قول گیدو وستروله، وزیر خارجه‌ی آلمان می‌نویسد که دیگر کاسه‌ی صبر غرب لبریز شده است. روزنامه‌ی انگلیسی "ایندپندنت" (Independent) هم مانند "دی پرسه" گزارش‌دهی درباره‌ی کشمکش اتمی با ایران را مأیوس‌کننده می‌داند، اما مفسر آن معتقد است که همچنان باید با حوصله تلاش دیپلماتیک را پیش برد.

در تفسیر "ایندپندنت" آمده است که برای تصمیم‌گیری در مورد کشمکش اتمی بایستی دید که برنامه‌ی اتمی ایران در چه مرحله‌ای و رو به چه هدفی است. به نوشته‌ی "ایندپندنت" «سرویس‌های مخفی آمریکا در تلاش هستند که برآوردی از واقعیت کنونی برنامه‌ی اتمی ایران ارائه دهند. اقدامات تنبیهی علیه ایران ممکن است چندان ثمربخش نباشند، تا زمانی که نتیجه‌ی این بررسی روشن نشود.»

"ایندپندنت" در ادامه صبر و حوصله‌ی باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در برخورد با ایران را می‌ستاید و خواهان تداوم خط مشی کنونی واشنگتن در قبال تهران است.

خطر هسته‌ای شدن خاورمیانه و راه مقابله با آن

روزنامه‌ی آلمانی "اُست زه" (Ostsee-Zeitung) هم توصیه می‌کند که مذاکرات با دولت ایران ادامه یابد. به نظر مفسر این روزنامه «دولت ایران هم می‌داند که پیامد دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتمی، هسته‌ای شدن خاورمیانه است. عربستان سعودی یا مصر در برابر بمب اتمی شیعی، بمب اتمی سنی خواهد گذاشت.»

به نظر مفسر این روزنامه، کار مهمی که باید کرد، تلاش برای اعلام خاورمیانه به عنوان یک منطقه‌ی عاری از سلاح‌های هسته‌ای است. برای این کار، اسرائیل هم باید سلاح‌های اتمی مخفی خود را نابود کند، در عوض کشورهای آمریکا، چین، روسیه، انگلیس و فرانسه بایستی متعهد شوند از اسرائیل در برابر تهدید اتمی محافظت کنند.

حوصله و قاطعیت

در تفسیرهای اکثر روزنامه‌ها این باور برجسته است که کشمکش اتمی با ایران به مرحله‌‌ی تازه‌ای از نظر شدت خود رسیده است. روزنامه‌ی آلمانی "فرانکفورتر آلگماینه" (Frankfurter Allgemeine) می‌نویسد که «دولت‌های غربی، از جمله دولت آلمان بایستی در نظر گیرند که کشمکش اتمی با ایران در حال تشدید شدن است. حاکمان تهران همه را به بازی گرفته‌اند. تهران بازی با زمان و انجام نمایش‌های امیدوارکننده را بسیار خوب پیش می‌برد.»

به نظر مفسر "فرانکفورتر آلگماینه" بازی‌ای که در مقابل این بازی پیش برده می‌شود، بایستی صبورانه باشد. در تفسیر این روزنامه آمده است: «در این نزاع، صبر لازم است اما نه کمتر از قاطعیت، قاطعیت در پیش‌برد حرفی که زده شده است. این حرف این است: ایران حق بهره‌بری صلح‌‌آمیز از انرژی اتمی را دارد، اما رژیم ایران مجاز نیست که به سلح اتمی دست یابد.»

فشار به رژیم، اما نه به مردم

روزنامه‌ی فرانسوی "فیگارو" (Le Figaro) نیز معتقد است که کشمکش بر سر برنامه‌های اتمی ایران وارد مرحله‌ی حادتری شده است. به نظر مفسر این روزنامه برای مقابله با جمهوری اسلامی تحریم‌های اقتصادی کفایت نمی‌کنند. به نظر این روزنامه بایستی به فکر تمهیدات مؤثرتری بود: «تمهیداتی لازم است که به مردم ایران فشاری وارد نکند، و فشار آن متوجه مسئولان امر باشد، متوجه همان کسانی که پیش‌برندگان برنامه‌ی اتمی نیز هستند.»

روزنامه‌ی "وست دوبچه" (Westdeutsche Allgemeine) نیز معتقد است در شرایطی که جنبش اعتراضی در ایران رو به رشد است، نبایستی شیوه‌هایی را برای اعمال فشار بر ایران پیش گرفت که پیامدش رنج مردم باشد. از نظر مفسر این روزنامه چنین چیزی به نفع رژیم ایران تمام می‌شود.
رادیو آلمان
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

مير حسين موسوی در آستانه ۲۲ بهمن به طرفداران جنبش سبز توصیه کرد از موضع ناصحانه و دلسوزانه، با نظام

وقايع روز: مير حسين موسوی در آستانه ۲۲ بهمن به طرفداران جنبش سبز توصیه کرد از موضع ناصحانه و دلسوزانه با نظام برخورد کنند

مير حسين موسوی در آستانه ۲۲ بهمن به طرفداران جنبش سبز توصیه کرد از موضع ناصحانه و دلسوزانه، با نظام برخورد کنند

میر حسین موسوی از مردم خواسته است «با حفظ هویت» در تظاهرات روز ۲۲ بهمن حضور داشته باشند. میرحسین موسوی همچنین تاکید کرد که جنبش سبز هیچ گونه وابستگی به خارج از کشور ندارد. همچنين جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی با صدور بیانیه ای اعلام کرد که با نمادهای سبز و در کمال آرامش و متانت در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور خواهند یافت. میرحسین موسوی با رد ادعای حکومت درباره وابستگی جنبش سبز به بیگانگان گفت به هیچوجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است. در ماه های اخیر رهبران حکومت ایران اعتراضات را به سازمان های جاسوسی خارجی نسبت داده اند. آقای موسوی در دیدار با گروهی از دانشجویان، برخوردهای اخیر حکومت با معترضان را تلاش آنها برای تاثیر بر مراجع و روحانیت، ارزيابی کرد. همچنین در این دیدار میرحسین موسوی گفت جنبش سبز مخالفتی با نهادهایی مانند سپاه، بسیح و نیروی انتظامی ندارد، بلکه تنها با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن، مخالف است. آقای موسوی به طرفداران جنبش سبز توصیه کرد که در برابر تلخیها صبور باشند و همچنان از موضع ناصحانه و دلسوزانه، با نظام برخورد کنند. آقای موسوی خاطر نشان کرد که «جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است. حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست است.» موسوی در بخش پایانی اظهاراتش با اشاره به خشونت در برخورد با معترضان یادآور شد که زدن، گرفتن، بستن، چه ربطی به اسلام دارد.آقای موسوی گفت «اهانت به مردم و اهانت به آزادی اندیشه ارتباطی به اسلام ندارد.»

مهدی کروبی می گويد شعارهای ضد حکومتی نتیجه رفتارهای دولت و نیروهای امنیتی با معترضان است

آقای کروبی در جواب سوالی در رابطه با برخی شعارهای ضد حکومتی گفت که این شعارها نتیجه رفتارهای دولت و نیروهای امنیتی آنهاست. وی بر لزوم دوری از این شعارهای ساختارشکنانه که بهانه ای برای حمله به مردم می شوند تاکید کرد و افزود که همچنان به بلوغ سیاسی بالای مردم ایران اعتماد دارد. رییس مجلس ششم در این مصاحبه راه حل برون رفت از بحران فعلی را برقراری انتخاباتی آزاد و تغییر قانون انتخابات، آزادی مطبوعات و اجتماعات مطابق با اصول قانون اساسی، و آزادی تمام زندانیان سیاسی دانست. او با تاکید بر عدم صلاحیت دولت محمود احمدی نژاد گفت که این دولت با حمایت نیروهای نظامی سر کار مانده است. اما دولت فعلی به هر حال باید پاسخگوی نیازهای مردم باشد و اگر کنترل امور از دست برود مسؤلیت آن متوجه دولت خواهد بود.

يک فعال دانشجويی در شمال کشور با شکايت مأمور وزارت اطلاعات در دادگاه انقلاب بابل محکوم شد

به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، بعد از صدور احکام دادگاه فعالان دانشجویی، حکم سید ضیاء نبوی و اشکان ذهابیان از فعالان دانشجویی شمال کشور هم صادر شد. اشکان ذهابیان عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد طی گفت و گویی با ماهمنیر رحیمی در صدای آمريکا گفت که شاکی پرونده وی، وزارت اطلاعات بوده، و دادگاه انقلاب اسلامی بابل آقای ذهابيان را به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق اخلال در نظم و امنیت جمهوری اسلامی ایران» محکوم کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

فراخوان جهانی در دفاع از آزادی بیان و مردم ایران

 

فراخوان جهانی در دفاع از آزادی بیان و مردم ایران

 
بیش از صد و پنجاه تن از روشنفکران و دانشگاهیان ایران و جهان فراخوان جهانی در دفاع از آزادی بیان و پایان خشونت ها علیه مردم، روشنفکران و نویسندگان ایران منتشر کردند.

به گزارش رادیو فرانسه ، در این بیانیه که به زبان های فرانسوی، فارسی، انگلیسی، اسپانیایی و عربی تهیه شده و قرار است از فردا دوشنبه به طور همزمان در جراید بین المللی منتشر شود آمده است : "هشت ماه پس از اعلام نتایج مخدوش انتخابات ریاست جمهوری ایران، مردم این کشور هنوز به اعتراض پرخورش شان ادامه می دهند. برغم تهدیدات حکومتی، صدها هزار تن به خیابان ها می آیند تا اعتراض برحق خود را علیه دستگاه های حکومتی اعلام دارند."

بیانیه روشنفکران جهان سپس روش حکومت اسلامی ایران را در کاربرد ارعاب و خشونت علیه مردم معترض مورد سرزنش قرار داده و افزوده است : "برغم زندانی کردن چند هزار نفر و پخش اعترافات زیر فشار و شکنجه در رسانه ها، مردم دست از اعتراض شان نکشیده اند و با اتکا به راهبرد عدم خشونت اعتراض خود را نسبت به وضع موجود بیان می کنند."

در جای دیگری از این بیانیه می خوانیم : "امروز موج اختناق و سرکوب خونبار تازه ای جامعۀ مدنی ایران را در معرض خطر قرار داده است و بر تمامی روشنفکران و آزاداندیشان سراسر جهان است که در مقابل چنین خطری بیدرنگ و با تمامی توان به پشتیبانی از مردم آزادی خواه ایران برخیزند."

امضاکنندگان فراخوان جهانی در دفاع از آزادی بیان و پایان خشونت ها علیه مردم ایران ضمن اعلام پشتیبانی خود از آزادی بیان و مطبوعات در این کشور خواستار آزادی همه روشنفکران، روزنامه نگاران و فعالان سیاسی زندانی و شکنجه شده شده اند.

از میان امضاکنندگان این فراخوان جهانی می توان به اسامی زیر اشاره کرد : یرواند آبراهمیان، جیورجیو آگمبن، آنتونیو نگری، حسین آیت احمد، عزیز العظما، کریم لاهیجی، اتین بالیبار، علی بنوعزیزی، ناصر پاکدامن، ژاک بیده، ارنستو لاکلو، ژان-لوک نانسی، سعید رهنما، داریوش آشوری، امانوئل والرشتین، مایکل والزر، اسلاووج جیجک....

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

جمع آوری عکس از تجمعات خارج از کشور و بازجویی از مسافران در فرودگاه تهران


  جمع آوری عکس از تجمعات خارج از کشور و بازجویی از مسافران در فرودگاه تهران



 

ایجاد رعب در فرودگاه خمینی!مسوولین فرودگاه خمینی تهران به صورت گسترده با جمع آوری تصاویر منتشر شده از تجمعات ایرانیان خارج از کشور- در محکوم کردن نقض حقوق و یا همراهی با مردم داخل کشور- به هنگام خروج برخی شهروندان ایرانی که به کشورهای اروپایی وآمریکایی سفر می کنند، به صورت رندوم آنها را به اتاقی برده وپس از پرس و جو درمورد کشور وشهری که به آن سفر می کنند با مقایسه چهره‌ آنها وعکس های موجود تلاش می کنند، به شناسایی آن دسته از شهروندان ایرانی که به چنین تجمعاتی می روند بپردازند.چندین تن از کسانی که اخیرا از سفرتهران بازگشته اند به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفتند که در فرودگاه امام خمینی برای مقایسه چهره شان با عکس‌های موجود ساعاتی را با دلهره واضطراب سپری کرده اند. یکی از این افراد که به تازگی از تهران بازگشته به کمپین گفت: «… بعداز اینکه چمدان‌هایم را به قسمت بار تحویل دادم، یک مامور ازمن خواست تا او را به سمت درب کناری وردوی همراهی کنم. درآنجا او مشاهده کرد افرادی پشت مانیتورنشسته اند وصدها عکس از افراد روی آن نقش بسته بود. نه عکس های پاسپورت بلکه عکس هایی از مردم در تجمعات مختلف. دریک عکس دختری مشتش را گره کرده بود ودر عکس دیگری پسری فریاد می زد.» به گفته این افراد مامورین هنگام خروج نه تنها اسم ایالت بلکه اسم شهر را نیز می پرسند و وقتی برخی افراد را به آن اتاق تطبیق چهره‌ها می برند بر اساس عکس‌هایی که از شهرهای مختلف جمع آوری کرده اند تلاش می کنند ببینند فرد مورد نظر در آن اجتماعات حضور داشته یا نه.دریک مورد دیگر، یکی از افراد جوانی که برای چندهفته درایران سپری کرده است، هنگام ورود به کشور بعد از مهر زدن پاسپورت از او خواسته می شود همراه با یک مامور امنیتی به اتاقی برود. پس از آن به او می گویند که صفحه فیس‌بوک خود را باز کن. او که کاملا جاخوردبود می گوید صفحه فیس بوک ندارد. مامور با جستجوی اسم وی درفیس بوک می گوید که باید وارد فیس بوکت شوی. بعد از چنددقیقه که با مقاومت این جوان مواجه می شود به وی می گوید که هنگام بازگشت با مشکل مواجه خواهد شد. اگر چه هنگام بازگشت کسی مزاحمتی برای وی ایجاد نکرد.اقدامات صورت گرفته که به منظورایجاد رعب و وحشت درمیان ایرانیان خارج از کشور و جلوگیری از حضور آنها در تجمعات صورت می گیرد، نقض آشکار حقوق شهروندی و نقض حریم خصوصی افراد به شمار می رود.به گفته یک شاهد عینی، مقامات جمهوری اسلامی افرادی را به میان تجمعات مختلف در خارج از کشور می فرستند تا با گرفتن عکس از تجمع کنندگان آن را در اختیار مقامات ایرانی قراردهند. دریک مورد دیگر، یکی از جوانان تجمع کننده در یکی از تظاهرات مردمی در آلمان متوجه می شود که فردی به صورت پیاپی از صورت وی عکس می گیرد. او به سمت آن فرد می رود واز او می خواهد که عکس گرفتن را متوقف کند. وقتی او متوقف نمی شود، ببین فرد یاد و جوانانی که آن اطراف موضوع را دنبال می کردند برخودصورت می گیردکه درانتها پلیس همگی را دستگیر می کند. به دلیل اصرار جوانان بر اینکه عکس‌هایی که وی می گرفته برای مقاصدی غیر از مقاصد شخصی است، پلیس موبایل او را می گیرد و درکمال تعجب می بینند که صدها عکس از چهره افراد مختلف در تلفن‌همراه وی بوده است.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

اولین ویدئو از ناآرامی در شهرستان لار در استان فارس

اولین ویدئو از ناآرامی در شهرستان لار در استان فارس

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

خطای چشم باور نکردنی

خطای چشم باور نکردنی

در این شکل شما سه تصویر میبینید. تصویر وسط مشکی و تصاویر چپ و راست رنگی . تصویر راست به سمت راست میچرخد و تصویر چپ به سمت چپ . نکته جالب این است که اگر تصویر مشکی وسط هم میچرخد و اگر آن را همزمان با یکی از تصاویر چپ یا راست نگاه کنید با همان تصویر و به همان جهت میچرخد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

احمدي نژاد: مشكلي براي ارسال سوخت سه و نيم درصد ايران به خارج نيست

احمدي نژاد:
مشكلي براي ارسال سوخت سه و نيم درصد ايران به خارج نيست

Ahmadinejad na zijn toespraak voor de Verenigde Naties dit jaar. Foto AFP / Rick Gershon

محمود احمدى نژاد، رييس جمهوري اسلامى ايران، در يك چرخش تازه درباره سياست مبادله اورانيوم كم غنى شده اين كشور اعلام كرد كه ايران آماده است تا سوخت سه و نيم درصدى خود را به خارج ارسال كند.

رييس دولت دهم كه سه شنبه شب در يك گفت و گوى زنده تلويزيونى شركت كرده بود گفت:«همكاران ما پيشنهاد دادند كه تبادل سوخت سه و نيم درصد با سوخت ۲۰ درصد در سه مرحله انجام شود و نظر طرف هاى خارجى اين بود كه اين مسئله از لحاظ فنى امكانپذير نيست و اين حرف درستى بود.»

وى مى گويد: «طرف هاى خارجى حتى پيشنهاد دادند كه سوخت سه و نيم درصد در ايران بماند، ما قرارداد مى بنديم، سوخت ۲۰ درصد توليد مى كنيم و سپس با شما مبادله مى كنيم.»

آقاى احمدى نژاد در ادامه از تمايل ايران براى ارسال سوخت سه و نيم درصدى خود به خارج سخن گفت و افزود: «حتى اگر ما سوخت سه و نيم درصد را در اختيار آنها قرار دهيم مشكلى وجود ندارد. البته برخى ها در داخل سر و صدا كردند و گفتند آنها سوخت را مى گيرند و نمى دهند و ما پاسخ داديم اگر ندهند چه مى شود؛ حرف چه كسى اثبات مى شود.»

به نظر مى رسد اشاره رييس دولت دهم به انتقادهاى رييس مجلس، برخى از نمايندگان اصولگراى پارلمان ايران و همچنين مير حسين موسوى، از رهبران مخالفان در ايران باشد كه با چنين پيشنهادى مخالفت كرده اند.

آقاى موسوى گفته است كه اين اقدام دولت دستاوردهاى دانشمندان هسته اى ايران را بر باد خواهد داد.

اين در حالى است كه آقاى احمدى نژاد مى گويد: « اگر آنها به تعهد خود عمل نكنند اثبات مى شود كه حرف آنها درست نبوده است و دست آژانس و امضا كنندگان قرارداد رو مى شود و ما دستمان باز مى شود كه كارهاى خود را خودمان انجام دهيم.»

اظهارات تازه رييس جمهور ايران در حالي بيان مي شود كه مقام هاي تهران از ماه اكتبر تا كنون بارها سخنان ضد و نقيضي در باره مبادله اورانيوم با جهان خارج ابراز كرده اند.

ايران همراه با نمايندگان آمريكا، روسيه، فرانسه و آژانس در روز ۱۹ اكتبر مذاكرات سه روزه اي براي بررسي نكات فني مبادله اورانيوم غني شده با عيار سه و نيم در صد براي تبديل به اورانيوم ۲۰ درصد و تامين سوخت اتمي مورد نياز راكتور تحقيقاتي تهران انجام دادند.

در پايان اين نشست، مدير كل آژانس پيش نويس توافق هاي صورت گرفته در مذاكرات را به چهار كشور ياد شده ارائه كرد تا نظر نهايي خود را در باره مفاد آن اعلام كنند.

بر اساس اين پيش نويس ايران حدود ۷۵ درصد اورانيوم با غلظت ۳.۵ درصدي خود را براي فرآوري بيشتر به روسيه ارسال كرده و پس از تبديل آن به ميله سوخت اتمي در فرانسه، در پايان سال ۲۰۱۰ به ايران بازگردانده خواهد شد.

علي اصغر سلطانيه، نماينده ايران در آژانس كه در مذاكرات وين حضور داشت با ايران پيشنهاد موافقت كرد ولي سپس مقام هاي ايراني اين پيشنهاد را رد كرده و اعلام كردند كه حاضر به ارسال اورانيوم خود به خارج نبوده و تنها به صورت مرحله اي آماده تبادل اورانيوم در خاك خود هستند.

برگزاري مذاكرات ۱+۵

در همين حال، سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا ابراز اميدواري كرده است كه مذاكره با چين و چهار كشور ديگر درباره برنامه هسته اي ايران به نزديك شدن ديدگاه در اين باره منجر شود.

فيليپ كرولي، سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا بارديگر بر اهميت گفت وگو با گروه ۱+۵ درباره ايران تاكيد كرد.

فرانسه، بريتانيا، آمريكا، روسيه و چين به همراه آلمان، گروه ۱+۵، مي كوشند تا از اطريق مذاكره ايران را به توقف برنامه هاي حساس هسته ايش ترغيب كنند.

فيليپ كرولي با اشاره به تفاوت ديدگاه در قبال برنامه هسته اي ايران ، ابراز اميدواري كرد كه نشست آتي گروه ۱+۵ درباره ايران در هفته اينده برگزار شود.

چين به عنوان يكي از اعضاي دايم شوراي امنيت سازمان ملل متحد، روابط نزديكي با ايران دارد و با تشديد تحريم ها عليه تهران مخالف است و از رويكرد ديپلماتيك در قبال جمهوري اسلامي حمايت مي كند.

در همين زمينه، هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا، جمعه گذشته گفته بود: چين، براي تشخيص و پذيرش تهديد آميز بودن برنامه هسته اي ايران، و همچنين پيوستن به خواست جامعه جهاني براي تشديد تحريم ها عليه جمهوري اسلامي، زير فشارهاي زيادي قرار خواهد گرفت.

هيلاري كلينتون اضافه كرده بود: «چين تحت فشار بسيار زيادي قرار خواهد گرفت تا متوجه پيامدهاي خطر دستيابي ايران به سلاح هسته اي براي ثبات خليج (فارس) بشود، منطقه اي كه آنها بخش مهمي از نفت مورد نياز خود را از آنجا تامين مي كنند.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

کمک میلیاردی به مشایی، مصباح و حسینیان

با تصویب مجلس رانت خواری قانونی می شود

کمک میلیاردی به مشایی، مصباح و حسینیان

آرش معتمد
 

هر چند مراجع قم به برخی کمک های دولت به برخی هنرپیشه ها ایراد گرفته اند اما نسبت به کمک‌های 158 میلیاردی دربودجه 89 به اشخاص حقیقی وحقوقی سکوت کرده‌اند. این پرداخت ها که می رود با تصویب مجلس، قانونی جلوه کند با توجه به میزان نزدیکی اشخاص حقوقی وحقیقی به دولت ومیزان خودی بودن آن ها تنظیم شده است.

آیة الله مکارم شیرازی در آغاز درس خارج فقه خود درباره برخی "حاتم بخشی ها به بعضی بازیگران" گفته بود: "از خزانه این ملت حاتم بخشی به بعضی از بازیگران نکنند، مردم این کارها را فراموش نخواهند کرد و روزی جواب خواهند خواست."

این در حالیست که کمک های دولتی به اشخاص حقیقی و حقوقی از ابعاد بسیار بزرگتری برخوردار است اما آِیت الله شیرازی در این مورد سکوت کرده است؛همان طور که دیگر مراجع حامی دولت. بررسی جدول شماره 18 در پیوست های لایحه بودجه سال 1389 حاکی از آن است که مجموع  این کمک‌ها از رشدی 143 درصدی به رقم 94 میلیارد تومان و رقم کمک به اشخاص حقیقی وحقوقی برای تملک دارایی های سرمایه ای به 64 میلیارد تومان افزایش یافته است. سرجمع این رقم حدود 158 میلیارد تومان  در قالب کمک به 58 شخص حقوقی و شخص حقیقی سامان یافته است. تعداد  گیرندگان کمک  در بودجه سال جاری 38 شخص حقیقی وحقوقی بوده است.  برخی از مهمترین اشخاص حقیقی وحقوقی که از دریافت این کمک ها بهره مند می‌شوند با ارقام مندرج در بودجه  به شرح زیر است:

1-  موسسه مهدویت ( موسسه آینده روشن ) که اسفندیار رحیم مشایی رییس دفتر رییس دولت موسس آن است:یک میلیارد و 200 میلیون تومان

2-  بنیاد فرهنگی مولانا  که موسس آن حمید مولانا است؛دولت احمدی نژاد که پیش از این ملک وسیعی در نزدیکی ونک تهران برای راه اندازی بنیاد فرهنگی مولانا  در اختیار اوگذاشته بود،در بودجه 89  89  مبلغ 340 میلیون تومان به بنیاد فرهنگی مولانا اختصاص داده است.

3-  موسسه امام خمینی قم که آیت الله مصباح یزدی ریاست آن را به عهده دارد دراین بودجه مبلغ 10 میلیارد تومان را به خود اختصاص داده است.

4-  موسسه مصباح الهدی یک میلیارد تومان

5-  موسسه سفینه النجاه یک میلیارد تومان

6-  مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ریاست روح الله حسینیان از حامیان جدی احمدی نژاد 500 میلیون تومان

7-  بنیاد بوعلی سینا 300 میلیون تومان

8-  موسسه پرتو ثقلین 200 میلیون تومان

9-  کانون نویسندگان قم 200 میلیون تومان

10 ـ ستاد رسیدگی به امور دیه 10 میلیارد تومان.[در جدول مذکور بیشترین رشد اعتبار به ستاد مردمی رسیدگی به امور دیه تعلق داشته به نحوی که با اختصاص 10 میلیارد تومان، بودجه این موسسه از یک رشد 4 هزار درصدی برخوردار می شود.]

11 - پژوهشکده آریان  2 میلیارد تومان.

در این میان جالب توجه است که  در بودجه سال 89 به  پژوهشکده رویان  تنها 2 میلیارد تومان اختصاص یافته  درحالی که به موسسه مصباح یزدی 10 میلیارد تومان اختصاص یافته است. موسسه رویان در سال 1370 به‌عنوان مرکز جراحی محدود با هدف درمان، پژوهش و آموزش ناباروری افتتاح‌شده و در سال 1377 مجوز مرکز تحقیقات علوم سلولی را از شورای گسترش دانشگاه های علوم پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دریافت  کرده است. این پژوهشکده فعالیت های پژوهشی و آموزشی و نیز درمانی خود را در قالب شش گروه پژوهشی جنین شناسی، ناباروری مردان، ناباروری زنان، ژنتیک تولید مثل، اپیدمیولوژی و بهداشت باروری و نیز سلولهای بنیادی (بن یاخته‌ها) انجام می‌ دهد. این پژوهشکده دارای 80 عضو هیات علمی بوده و دو فصلنامه علمی پژوهشی به نام های "یاخته" در زمینه علوم سلولی و "International Journal of Fertility and Sterility" در زمینه ناباروری منتشر می‌ کند. دولت همچنین به جامعه الزهرا 10 میلیارد تومان، 15 میلیارد تومان برای کمک به نهادها و مراکز فرهنگی و دینی،2  /5 میلیارد تومان به شهرک مهدیه قم و موسسه رواق حکمت 200 میلیون تومان اعتبار در بودجه 89 اختصاص داده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  | 

خودپردازها اسکناس مخدوش بيرون مي‌دهند!

خودپردازها اسکناس مخدوش بيرون مي‌دهند!
روزنامه «تهران امروز»‌ در گزارشي نوشت:

از يکسو تعداد اسکناس‌هاي شعارنويسي شده يا پيغام‌هاي گروهي از طريق اسکناس‌ها بيشتر از پيش شده و از سوي ديگر بانک‌ها از عهده جمع‌آوري و نظارت براين موضوع برنمي‌آيند و ناآگاهانه خود نيز بر انتشار اين اسکناس‌ها دامن مي‌زنند!

خودپردازها اسکناس‌هاي مخدوش شده بيرون مي‌دهند! اين اتفاقي است که شايد بارها وقتي براي دريافت پول به خودپردازي واقع در يکي از خيابان‌هاي اصلي تهران مراجعه مي‌کنيد، با آن مواجه شده باشيد. وقتي همان اسکناس را براي خريد کالا يا کرايه تاکسي به مغازه‌دار يا راننده مي‌دهيد با خودداري آنها در قبال دريافت اين نوع اسکناس‌ها مواجه مي‌شويد.

با اين اتفاق اين ابهام ايجاد مي‌شود که وقتي قرار شد پول‌هاي نوشته شده جمع شده و مردم براي تعويض آنها به بانک‌ها مراجعه کنند، پس بانک نبايد خود عامل توزيع اين نوع اسکناس‌ها باشد! نکته جالب اينجاست که نوشته روي اسکناس‌ها متناسب با مناسبت‌ها بوده و بانک پرداخت‌کننده نيز به‌روز عمل مي‌کند!

رئيس کل بانک مرکزي هم که خود را از اين ماجرا کنار کشيده و با محول کردن مسئوليت جمع‌آوري اسکناس‌ها برعهده بانک‌ها و برداشتن تاريخ مشخص براي تعويض اسکناس‌هاي شعارنويسي شده، خود نمي‌داند چطور بايد با اين مساله برخورد کند، رخ دادن چنين پيشامدهايي، به قول مدير نظام پرداخت بانک مرکزي، بعيد و دور از ذهن نخواهد بود.

مهران شريفي، مدير نظام پرداخت بانک مرکزي در پاسخ به اين سوال تهران‌امروز که آيا نحوه پرداخت خودپردازها زير نظر شما نيست که اين اتفاق به کرات در حال رخ دادن است؟ مي‌گويد: بانک مرکزي ناظر بر روند پرداخت‌ها خواهد بود ولي در پايان هرروز و مسئوليت رسيدگي لحظه به لحظه بر روند پرداخت خودپردازها با توجه به در اختيار داشتن ابزار‌هاي لازم توسط بانک‌ها برعهده خود بانک خواهد بود. او همچنين ادامه مي‌دهد: چنين اشتباهاتي سهوي بوده و به عمد رخ نمي‌دهد و قطعا با پيگيري‌هاي جدي‌تر رفع خواهد شد.

متصدي بانک: اسکناس‌هاي مخدوش باطل نمي‌شوند

وقتي به سراغ مسئول يکي از شعب بانک‌‌ها که اين خطا از خودپردازش سر زده، مي‌رويم و پيگير جريان مي‌شويم، مي‌گويد: ما اسکناس‌هاي مخدوش را کنارمي‌گذاريم تا به خزانه ارجاع دهيم ولي اين اسکناس‌ها باطل نمي‌شود يعني از دور خارج نمي‌شود. اين خود دليل بر رخ دادن چنين اشتباهاتي مي‌شود.

به گزارش تهران‌امروز، بانک‌ها موظف شدند تا از 17 دي‌ماه نسبت به تعويض اسکناس‌هاي مخدوش اقدام کنند ولي اين وظيفه براي مردم و بانک‌ها تاريخ‌دار نبوده و طبق گفته رئيس کل بانک مرکزي هر زمان که مردم براي تعويض اسکناس به بانک‌ها مراجعه کنند، از آنها قبول مي‌شود.
نکته قابل توجه در اين جريان تاکيد مسئولان پيشين بانک مرکزي و کارشناسان پولي نسبت به ضرب‌الاجل بانک مرکزي و عدم رسيدگي به آن بود که معتقد بودند اين طرح انجام‌پذير نبوده و تنها طرحي دستوري و مقطعي قلمداد مي‌شود. حال اين اتفاق افتاده ولي مردم بر سر دو راهي قبول يا رد اين اسکناس‌ها در جريان معاملات روزانه خود قرار گرفته‌اند.

از يکسو تعداد اسکناس‌هاي شعارنويسي شده يا پيغام‌هاي گروهي از طريق اسکناس‌ها بيشتر از پيش شده و از سوي ديگر بانک‌ها از عهده جمع‌آوري و نظارت براين موضوع برنمي‌آيند و ناآگاهانه خود نيز بر انتشار اين اسکناس‌ها دامن مي‌زنند.

هيات نظارت بر اندوخته اسکناس‌ها، مخدوش‌ها را از دور خارج مي‌کند

اما در اين بين مديرعامل بانک ملي نيز در واکنش به اين اتفاقات به تهران‌امروز مي‌گويد: تاکنون چنين رخدادي از سوي هيچ يک از خودپردازها گزارش نشده است ولي اگر هم اين اتفاق افتاده باشد ناشي از اين است که نمي‌توان ميان يک دسته 100تايي اسکناس حتي با وجود چک کردن، از نبود هيچ اسکناس مخدوش و نوشته شده‌اي مطمئن شد. اين طرح براي توصيه به مردم جهت آگاهي به تاثيرات منفي اين کار روي اسکناس‌ها انجام شد. حال ديگر اين مردم هستند که بايد جوابگو و مسئول نگهداري از سرمايه ملي کشور خود باشند.

خاوري همچنين در اين خصوص تاکيد مي‌کند: بانک‌ها آخر وقت هر روز اداري تمام اسکناس‌هاي مخدوش را به بانک ملي تحويل مي‌دهند و بانک ملي نيز اين اسکناس‌ها را به هيات نظارت بر اندوخته اسکناس ارجاع مي‌دهد سپس اسکناس‌ها در اين نهاد نظارتي باطل و نابود مي‌شوند. بنابراين اينکه برخي از مسئولان شعب نسبت به عدم ابطال اين اسکناس‌ها اظهارنظر کرده‌اند صحيح نيست.
اگر چنين باشد که اجراي اين طرح شبيه به يک بازي مي‌شود و اين هدف از اجرا نبود! با وجود اينکه چرخه ابطال اسکناس‌هاي مخدوش وجود دارد باز هرازگاهي مشاهده مي‌شود که از زير دست کارکنان بانک‌ها اسکناسي خارج شده و دوباره وارد بازار مي‌شود. تلاش ما براين است که تا چندي ديگر اثري از اين اسکناس‌ها در بازار نباشد و تنها با همکاري مردم اين هدف محقق خواهد شد.

سوال اينجاست که با اين خطا‌ها چطور برخورد خواهد شد؟ شايد اگر بانک مرکزي واقعا نسبت به قطع اين روش غلط در ميان مردم يعني نوشتن و مهر زدن روي اسکناس‌ها که موجب کاهش عمر اسکناس و خراب کردن اين سرمايه ملي مي‌شود جدي‌تر برخورد مي‌کرد و جريمه‌اي را براي اشخاصي که از تاريخ مورد نظر بانک مرکزي به بعد نسبت به تعويض آنها اقدام مي‌کنند در نظر مي‌گرفت. دست به دست شدن اين اسکناس‌ها کاهش مي‌يافت ولي کوتاهي نظام بانکي در اجراي اين طرح باعث شده تا مردم با مراجعه به بانک‌ها و مشاهده اسکناس‌هاي نوشته شده در ميان اسکناس‌هاي دريافتي از بانک يا خودپردازها احساس كنند اين مساله بي‌اهميت شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت   توسط امیر  |